تبليغاتX
اسلام گرا

اسلام گرا

کاوش در تمدن اسلام - غرب و آسیب شناسی انقلاب اسلامی

  اگر بنده در انتخابات به جاي مير حسين موسوي بودم!

اگر بنده به جاي مير حسين بودم به دليل احترام به اراي مردم ايران در همان دقايقي كه متوجه پيروزي رقيبم مي شدم به او و مردم تبريك و برايش او آرزوي موفقيت داشتم.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم به دليل حفظ آبرو و شأنيتم به مواردي همچون بحث تقلب در انتخابات نمي پرداختم و مي پذيرفتم كه تحليل و پيش بينيم در قبل از اعلام نتايج آرا اشتباه بوده است.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم خود را پيش از اين بازي دست ديگران نمي دادم و از آقاي دكتر احمدي ن‍ژاد  درخواست مي كردم جهت سازندگي ايران حاضر به همكاري با او هستم.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم به آسيب شناسي خود و جريانم مي پرداختم تا ببينم كدام موردم در جهت رضاي خدا و خدمت صادقانه به خلق نبوده است.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم در فكر جبران آبروي كه از آقاي دكتر احمدي نژاد ريخته ام بودم تا شايد بتوانم آخرت خود را آباد نمايم.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم براي دفعات بعدم عبرت مي گرفتم كه مكر خدا بالاتر از هر مكري است(و از همسر فرآن پژوهم مي خواستم تا برايم بيشتر توضيح و تفسير نمايد در اين خصوص) و اتكايم به خدا سوق مي دادم تا حمايت شخصيتها(همچون رفسنجاني-خاتمي و..در انتخابات) اگر بنده به جاي مير حسين بودم مي پذيرفتم كه همه پيش بيني ها و تصورات ذهنيم تحقق پيدا نخواهد كرد و با وقايع بايد واقع بينانه تر برخورد نمايم.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم چهره اسطوره اي كه از من ساخته شده بود را بيش از اين خراب نمي كردم و عاقلانه تر با شكست در انتخابات برخورد مي كردم.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم مهر سكوت بعد از انتخابات را مي شكستم  تا بيش از اين بهانه به دست دشمنان و ساده لوحان ندهم تا هر برداشت شخصي از من داشته باشند.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم مي پذيرفتم كه توان حمايت مالي و تبليغاتي هر چه قدر هم قوي باشد نمي تواند دلها را ثابت قدم به همراهيم سوق دهد بلكه خداوند توانايي آن را دارد تا افراد را به دليل ظرفيتشان به عرش يا در فرش قرار دهد.

***********************************************************

پيروزي جريان اصولگرائي در انتخابات را به تمام بازديد كنندگان محترم تبريك عرض مي نمايم.

/*]]-->
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 15:53  توسط مصباح  | 

انتقاد ،آب در آسياب دشمن نيست!

چند ماه قبل از شروع رسمي انتخابات مرتب با برخي از دوستان در خصوص نوع دفاع كانديداي مورد نظرشان بحث و گفتگو مي كردم و در اين خصوص محوريت كلام و تلاش فكريم بيان اين نكته بود كه بايد تلاش كنيم به جاي رويه هايي همچون جمود و تعصب راه حل نقادانه را جهت ارزيابي گزينه هاي پيش رو برگزينيم.

دوستان كه نظرشان برايم جالب و عقل پسند نبود(اكثر حاميان و حتي بعضي از كانديداها معقد بر همين تفكر هستند) معتقد به اين منطق بودند كه ارائه نقاط ضعف كانديدا و برنامه هاي وي توسط ما نوعي به اصطلاح آب در آسياب دشمن ريختن است و لذا وظيفه ما فقط دفاع و چشم پوشي از معايب به هر طريق ممكن است(هدف وسيله را توجيه مي نمايد).

اما بارها به آنها متذكر شدم كه نقاط ضعف و كاست هايي كه دشمن و يا كانديداهاي مقابل و يا احزاب مخالف انجام مي دهند اكثرا بر بنيادهاي بي اخلاقي-بي انصافي-بي اعتقادي بنا نهاده شده است به همين دليل خود ما كه ادعاي دلسوزي نظام اسلامي را داريم بايد عرصه و فضاي نقد كه شامل نكات مثبت و منفي و يا قوت وضعف است را با رعايت جوانب اخلاق-انصاف و جستجو جهت كشف حقيقت را در اختيار و هدايت نماييم.

برداشت دوم-

اين اعتقاد نقادانه باعث مي گردد توقع و درخواست هاي مردم از نظام اسلامي ايران و مسولين ذي ربط منتطقي تر گردد و جريان روشنفكري ديني با وجود تحرك فكري و حساسيت در معيار برتر در جايگاه شايسته ترسيم شده خود كه در دين اسلام و مباني نظري جمهوري اسلامي ايران بيش بيني شده است نائل گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 15:31  توسط مصباح  | 

متن خصوصي-احمدي نژاد را بايد از نو شناخت!  

جريان اصولگرايي كه در حال حاضر در جامعه حاكم است به مثابه ديگر جريانات فكري و سياسي از تلاطم افراط و تفريط هايي كه در مقاطع گوناگون گريبانگير ديگر جريانات بوده است در امان نبوده است.

به اعتقاد بنده هر چه قدر يك حوزه تفكري داراي پشتوانه قوي و استدلال صريح و روشن و مطابق با اهداف باشد با وجود دو آسيب اساسي نقش خود را نمي تواند به نحو احسن ايفا نمايد و براي مقطعي بستگي به ميزان نفوذ آسيب از صحنه اجتماعي حاكم بر جامعه ترد خواهد شد.

1-مورد اول كه مي توان به عنوان يك آسيب اصلي قلمداد نمود بر مي گردد به نوع و شيوه دفاع و حمايت طرفداران و حاميان آن جريان كه در اين خصوص جريانات سياسي كه در مقاطع گوناگون در ايران حاكم بوده اند از اين آسيب ضرر و زيانهاي فراون برده اند.حامياني كه به صورت افراطي با در اختيار داشتن تريبون ها و ديگر ابزار تبليغاتي جريان مورد علاقه خود را تبليغ و به ديگران به هر طريق عرضه مي كنند و در اين ميان اخلاق و احكام اسلامي را رعايت نمي كنند و در اين رابطه ديگر تقواي الهي هم رنگ و بويي ندارد و به مواردي همچون دروغ-تخريب-تهمت-افشاي اصرار خصوصي-ورود به حوزه خصوصي و...روي مي آورند(كه شدت و سطح اين فساد اخلاقي متفاوت است)كه همگي بر مي گردد به نوع و ارتقاي بعدي از هوا و هوس اين گونه افراد كه خود را به دليل منافع در ظاهر پشتيبان مي پندارند.به بيان ديگر بعضي از اين قبيل افراد به دنبال ارتقا جايگاه خود هستند و تعداد ديگر كسب شهرت و هر نوع پرورش منيت ديگر.

2-آسيب ديگر كه باعث لطمه زدن جدي به جريان حاكم مي شود بر مي گردد به تفكر-گفتار و كردار شاخص تر شخصيت آن جريان كه در بحث انتخابي ما رياست جمهور محسوب مي گردد.

اگر اين شخصيت به هر طريقي با حاميان افراطي همراه شد ديگر بايد انتظار سقوط آن جريان را داشت(شبيه به جريانات گذشته اجتماعي-سياسي گذشته)اما اگر سر راه اين ياقيان فرهنگي و اخلاقي را بگيرد اميد است جريان متناوب باشد.در اين ميان به حقيقت جريان اصولگرايي كه در جايگاه رياست جمهوري جناب آقاي دكتر احمي نژاد كنترل و هدايت مي شود ،خود اين شخصيت با اين روند بي اخلاقي و تحجر مدارانه موافق نبوده است و در گفتمان و روح حاكم بر كلام ايشان اخلاق مداري و آزاد انديشي ديني ديده مي شود.و هميشه نقدي كه ايشان به بعضي از افراد داخل كشور و دول خارجي دارند اين نكته وجود دارد كه مشكل اصلي جهان و بشريت عدم رعايت اخلاق و نهادينه نشدن دين داري و دين مداري است.

لذا پيشنهاد مي گردد به حاميان كه خود را دلسوز جريان اصولگرايي مي پندارند و از سوي ديگر با رويه تيشه به ريشه اين جريان مي زنند به جد شخصيت احمدي نژاد را بيشتر ارزيابي و بررسي نمايند شايد كه انشاالله بتوانند با صداقت و حداكثر كارايي تا آخر با قافله اصولگرايي همراه باشند نه اين كه از همراهي ترد و جامانده گردند.

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 15:56  توسط مصباح  |