باید توجه داشت که انسانها به دلیل استفاده مناسب و بهینه از تفکر و عقل دارای وجه تمایز با سایر موجودات هستند و به همین دلیل استفاده شایسته از این نعمت و ابزار از وظایف اصلی انسانها در حوزه مبانی معرفت شناسی و همچنین در تمامی عرصه ها ملاکی جهت مشخص شدن قلمرو انسانی از حیوانی رفتارها و ایده ها خواهد بود.
لذا به همین دلیل انتخاب و گزینش طرح هرم تفکر از جمله مواردی است که در سرنوشت-جایگاه دنیا و آخرت و همچنین شئون عرصه فردی و اجتماعی هر انسان به طور مستقیم تحت تاثیر قرار خواهد داد.با کوتاه نمودن جملات به اصل موضوع(ارکان هرم تفکر اسلام)به شرح زیر می پردازیم:
رکن اول:ژرفای تخصص در تفکر
باید اعتقاد داشت در خصوص ارتباط اطلاعات و داده های ذهنی فراوان در مغز در مرحله طرح موضوع -اظهار نظر و پاسخ همواره باید یک طبقه بندی عالمانه از داده ها در صورت وجود انجام دهیم تا خروجی برآمده از تفکر دارای منطق علمی و تخصصی باشد.به عبارت دیگر هر کس در خصوص پاسخ به موضوع و یا نتیجه گیری باید دارای این حساسیت و نکته سنجی باشذ که هر موضوع قلمرو تخصصی و علوم مرتبط به خود دارد که باید صاحبان نظر و عالمان آن تخصص به ارائه دیدگاه بپردازند.
به عنوان مثال شما در کوچه و بازار و یا هر مکان دیگری که افراد برای گفتگو باشند مشاهده یا تجربه کرده اید که جهت رفع امور و اوقات پرت خود به مسائل سیاسی و اقتصادی ....می پردازند-غافل از اینکه همه این موضوعات دارای علم-تخصص و فرمول و مکانیسم است که با استفاده از این موارد می توان به نتیجه اثر بخش و مفید برسیم تا هزینه فرصت بحث و گفتگو به تراز مثبت نائل گردد.
رکن دوم:جمع فکری ساختار موضوع
در خصوص رکن دوم باید توجه داشت که دخالت و ارائه نظر در یک بعد منوط به شناخت ابعاد دیگر مرتبط با بعد مورد بحث است-یعنی اینکه اگر در خصوص مسئله سیایت داخلی بحث می شود برای اثر بخش بودن و نتیجه گیری بهینه باید به ابعاد دیگر از جمله سیاست خارجی-مسائل اقتصادی-فرهنگی... شناخت کافی و مرتبط را داشت.یا مصداق عینی تر دیگر اینکه اگر ما در جلسه در خصوص ناهنجاری اجتماعی بحث می کنیم باید توجه کافی به مسائلی از جمله مشکلات اقتصادی-وجود و هجوم تهاجم فرهنگی-فشارها و تهدیدات دشمن خارجی-عدم شعور سیاسی بعضی از مسئولین نظام و... نمود.
رکن سوم:رعایت اخلاق گفتگو
از دیگر ارکان حائز اهمیت-اخلاق ومنش گفتگو می باشد که این رکن دقیقا معکوس و نقطه مقابل دیدگاه ماکیاولیسم است(۱)وخود از عوامل کلیدی ایجاد شکاف و اختلاف بین دو تمدن اسلام و غرب مطرح می گردد.
در تمدن و دین اسلام تمامی موارد از جمله ارائه نظر و مطرح نمودن تفکر و ایده در هر سطحی در ذیل اخلاق است و از اخلاق وام می گیرد اما در تمدن غرب روح حاکم به گونه ای هست که هیچ گزینه ای نمی تواند فرد را برای رسیدن به اهداف و منافع ممانعت ایجاد نماید.به عبارت دیگر در منطق و مرام اسلام روح غالب در حیطه گفتگو و دفاع از منافع ما را به رعایت اخلاق و احکام امر می نماید و از مواردی همچون تهمت-دروغ-غیبت-مخدوش نمودن اذهان عمومی نهی و پرهیز نموده است که این خود منعکس کننده تعظیم تمامی جریانات فکری و عملی در برابر اخلاق است.
در پایان باید توجه نمود که اشاره به موارد فوق خود ملاک و معیاری برای داشتن تفکر و عملکرد اسلامی می باشد و هر قدر تلاش برای پایبندی به اصول و ارزش ها دارای استحکام باشد به وظایف مسلمانی و دینی خود بهتر عمل نموده ایم و سمت و سوی آینده ما در جایگاه طبقه خواص متفکر و یا متفکر اسلامی خواهد بود.
پی نوشت:۱.هدف وسیله را توجیه می نماید.
نکته جهت استفاده از مطالب عنوان ماخذ الزامی است.
