تبليغاتX
اسلام گرا
کاوش در تمدن اسلام - غرب و آسیب شناسی انقلاب اسلامی

نقش دين در قدرت سياسى اميرالمؤمنين عليه السلام

در هر حكومتى لازم است قدرت برتر به دست حاكم باشد، ولى معمولاً قدرت مهار نشده، مشكل آفرين است، به طورى كه برخى گفته اند: قدرت طبيعتاً ستمگر و فسادآور است، و عده اى تصور كرده اند چون حكومت اسلامى داراى منشأ الهى است، مطلق العنان است و آن را به نوعى استبداد متهم نموده اند.

پاسخ ادعاها آن است كه:اوّلاً: عمل حضرت على عليه السلام بهترين شاهد است بر آنكه طبيعت قدرت، گرايش به فساد و ستمگرى نيست؛ بلى نوعاً قدرت مهار نشده مشكل آفرين است و امام فرمود: «هر كس فرمانروايى يابد، به خودكامگى گرايد»،[۱] اما دائماً چنين نيست.

ثانياً: اولين و مهمترين شرط احراز قدرت در حكومت اسلامى، عدالت، بلكه عصمت است. امام عليه السلام فرمود: «آيا مى خواهيد با ظلمِ بر مردم، يارى را به دست آورم؟!».[۲] يا پس از بيان داستان عقيل و هديه شبانه فرياد زد:

«به خدا سوگند! اگر هفت اقليم و آنچه زير افلاك است، به من دهند تا نافرمانى خدا را كنم و پرِ كاهى را از مورچه اى بربايم، هرگز نخواهم كرد».[۳]

علاوه بر آنكه نظارت عمومى مثل امر به معروف و نهى از منكر و نظارت خصوصى كه بازرسان و ناظران از طرف ولىّ امر هستند، اَعمال زمامداران را تحت نظر دارند و كنترل مى نمايند.

وضع درونى و برونى و شرايط الهى چون عدالت و تقوا و نظارت مردم و پاسخگويى در برابر آنها قدرت را تعديل مى كند.

پس راه حلّ، تقوا و عدالت است، نه دموكراسى؛ آن طور كه راسل نيز مى گويد:

«دموكراسى راه حل كامل مسأله رام كردن قدرت نيست».[۴]

براى آنكه قدرت به استبداد و خودكامگى منتهى نشود، بايد قدرت را امانت الهى دانست. امام در نامه اى به اشعث بن قيس، فرماندار آذربايجان مى فرمايد: «اين حكومت براى تو نبايد طعمه اى باشد، بلكه امانتى است بر عهده تو، و تو تحت نظر مافوق خود هستى».[۵] در حكومت دموكراسى ـ كه آرمان شهر افراد سكولار است ـ امكان دارد اكثريت با جبر و بيرحمانه بر اقليت حكومت نمايند،[۶] اما امام در نهج البلاغه به خوبى مهار قدرت را مطرح كرده است مى فرمايد: «آسايش و رفاه را به بهاى جهنم نخريد».[۷] توجه دادن به خداى متعال بهترين شيوه براى مهار قدرت است.

وقتى شخصى خود را ميزان براى مردم قرار داد و هرچه را براى خود مى خواهد، براى آنان نيز خواست و هرچه را بر خود نمى پسندد، براى آنان نيز نپسندد،[۸] قدرت او مهار مى شود و شيفته خدمت مى شود و هرگز هواى رياست طلبى نخواهد داشت: «و الله من علاقه و ميلى به خلافت نداشتم».[۹] چنين كسى قبل از حكومت و پس از آن تفاوتى نمى كند و هميشه خود را مديون مردم مى داند. «يكى از حقوق مردم بر والى آن است كه به جهت رياست خود، هرگز تغيير نكند».[۱۰] امام به كارگزاران خود مى فرمايد: «نسبت به آنچه خداوند بر شما واجب كرده است، خود را بدهكار بدانيد».[۱۱]

در اين صورت هميشه بر حقوق محرومان تأكيده شده و حقوق اقليتها رعايت شده است و شرح صدر و اعتماد به مردم و مشورت با آنان چيره مى شود و از استبداد و تكروى كه باعث زوال حكومت و سبب نابودى دين مى شود، پرهيز شده است.[۱۲]

رونوشت:

۱ ـ نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 160، ص500: من ملك استأثر.

۲ ـ همان، خطبه 126، ص183: أتأمرونى أنْ اَطلب النصر بالجور فيمن وليتُ عليه؟!

۳ ـ همان، خطبه 224، ص347.                        ۴ ـ قدرت، راسل، ترجمه نجف دريابندرى، ص336.

۵ ـ نهج البلاغه، نامه 5، ص366.                      ۶ ـ ر.ك: قدرت، ص338.

۷ ـ نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 380.        ۸ ـ ر.ك: همان، نامه 31، ص397.

۹ ـ همان، خطبه 205، ص322.                       ۱۰ ـ همان، نامه 50، ص424.

۱۱ ـ همان، خطبه 113، ص168.

۱۲ ـ همان، كتاب 53، ص428: و لا تقولنّ إنّى مؤمّر، آمُرُ فاُطاع فإنّ ذلك اِدغالٌ في القلب، و منهكة للدين.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 22:20  توسط مصباح | 
قسمت اول:                                          

يكي از خطرناكترين گرايش و ديدگاه براي افكار ونظرات ديني سكولاريزم است و اين به دليل آن است كه با اسلام سازگاري ندارد ولي داعيه داران اين گرايش به اين تعارض تصريح نمي كنند و اگر صريح و واضح مي گفتند كه مباني سكولاريزم با اسلام تعارض دارد كارها بسيار ساده تر بود و خطر تا اين حد شديد نبود ، زيرا در آن صورت متدينان توجيه مي شدند كه در مقابل دشمنان اسلام قرار دارند .

مكتب سكولاريزم دين را كاملاً رد نمي كند بلكه قائل به جدايي دين از زندگي اجتماعي است و آن را فقط منحصر به ارتباط انسان با خدا مي داند و چيزي است كه با جوهرة دين اسلام و حتي تمام اديان حقة الهي ناسازگار است ، زيرا تمام اديان در حقيقت اسلام هستند و بر اساس مقتضيات زمان ،تحريفات صورت گرفته است و پيشرفت تفكرات اسلامي كه به دست ما است كامل ترين آنهاست .حضرت ابراهيم و اسماعيل هنگامي كه كعبه را بنا مي كردند ، دعا كردند : « وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَينِ لَكَ وَ مِن ذُرِّيَّتِنا اُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ‌»[1 ، ويا حضرت يعقوب به فرزندانش وصيت كرد : « فَلا تَموتُنَّ اِلّا وَ اَنْتُم مُسْلِمون »[2] . جوهرة تمام اديان يكي است و همة آنها مي خواهند به تمام فعاليتهاي بشري رنگ خدايي بدهند: «‌صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً 3] ، پس دين منحصر به كار خاص يا رفتار خاصي نمي شود بلكه تمام فعاليتهاي بشري را در بر مي گيرد و از همين رو امور فردي ، اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي و غيره را شامل مي شود . جا دارد مطلع باشيم كه سكولاريزم داراي اين گرايش است كه در واقع دين پديده‌اي ادبي و خيال پردازانه ، و دين دار را همانند شاعري مي داند كه اشيائي را تخيل مي كند همان كه خود مي خواهد رفتار مي نمايد و ممكن است در اثر تخيلاتش گاهي گريه كند و گاهي بخندد و حتي خود را بزند . در نتيجه امور به ذوق و سلايق مردم واگذار شده و هر كس هر طور كه مي خواهد خيال پردازي مي كند .

با اين حساب آيا امكان دارد كه با روش مؤثر تر از گرايش سكولاريزم دين داري را تضعيف و نابود كنيم ؟! اين گرايش كه مي گويد هيچ فرقي بين دين ها نيست و امور ديني ، امور اعتباري ، تخيل  هستند كه نبايد آنها را واقعي و حقيقي شمرد ، بهترين و راحت ترين گزينه براي تخريب و از بين بردن واقعيات دين است .

· آيا جوامع اسلامي الزامي است كه تحت تأثير سكولاريزم قرار گيرند ؟

 افرادي كه طرح مكتب سكولاريزم براي كشورهاي اسلامي تجويز مي كنند بر اين باور و ادعا هستند كه دين اسلام ثابت است و از جهت ديگر نيازهاي اجتماعي متغير هستند ، پس به هيچ وجه تطبيق دين كه امري ثابت است با نيازهاي اجتماعي كه متغير و دستخوش تغييرات است امكان پذير نيست . با اين وجود بايد مسائل ديني در قلمرو امور اجتماعي دخالتي نداشته باشند تا بتوانند ارزش و اعتبار خود را حفظ نمايند .

براي نقد تفكر بالا و پاسخ به سؤال فوق بايد نگرشي به دين داشت و ادعا را در تمام بخشهاي دين كه شامل عقايد ، اخلاق و احكام است مورد بررسي قرار داد . همان طور كه در تعريف دين وجود دارد ، دين شامل سه بخش عقايد ، اخلاق و احكام است و چون ممكن است هر بخش ، حكم خاصي داشته باشد از اين رو لازم است كه هر يك را به طور مختصر و جداگانه مورد بررسي قرار داد :

1.           عقايد :

 در عقايد ديني همچون توحيد ، نبوت ، معاد هيچ گونه تغيير و تحولي رخ نمي دهد . اصول عقايد اموري تحول ناپذيرند و در هيچ زمان يا مكان و تحت هيچ شرايطي قابل تغيير نيستند . تنها تحول ممكن در اين بخش ارائه براهين بيشتر و دقيق تر براي هر يك از اين اصول است . در تاريخ فلسفه و كلام اسلامي چنين تحولي را كه معمولاً رو به تكامل بوده است مي توان مشاهده كرد . روشن است كه چنين تحولي به معناي تغيير محتواي اصول اعتقادي نيست بلكه بايد گفت : چنين تغيير در معرفت ديني است و نه در خود دين .

2.           ارزشهاي اخلاقي :

 اصول و قواعد كلي اخلاق نيز تغيير نا پذيرند . عدالت ، تقوا ، ظلم ستيزي ، عفت و مانند آنها همواره خوب و مطلوب و ظلم ، فجور‌،تجاوز ، بي عفتي و مانند آنها بد و نامطلوب . تغيير و تحولي كه در اين بخش ممكن است مربوط به دسته اي از جزئيات و فروع مسائل اخلاق است ، يا به عبارت ديگر تنها گونة از احكام اخلاقي في الجمله قابل تغييرند كه در واقع بازگشت آن به تغيير موضوع است .

3.       احكام :

در احكام دين تغيير وتحول في الجمله وجود دارد . سد آن اين است كه احكام وقوانين دين مانند هر قانون عقلايي تابع مصالح و مفاسدند . اين تغيير و دگرگوني مصالح ومفاسد با تغيير شرايط موقعيت هاي مكاني و زماني در برخي از پديده هاي اجتماعي ملموس تر است . به طور كلي عوامل زيادي وجود دارند كه دست به دست هم مي دهند و اوضاع و احوالي را فراهم مي آورند كه برآيند آنها مصلحت يا مفسده است . اگر برآيند مصلحت باشد حكم به اجرا و اگر برآيند آنها مفسده باشد حكم به ترك مي‌شود . اين عوامل دخيل در پيدايش مصلحت و مفسده دو نوعند : يا با پيدايش شرايط ، اوضاع و احوال جديد ثبات داشته و تغييري در آنها رخ نمي دهد يا متغير بوده ، دستخوش تغيير و دگرگوني قرار مي گيرند . از اين رو احكام به ثابت و متغيير تقسيم مي شوند . احكام ثابت ، ثابت اند به دليل اين كه عوامل دخيل در پيدايش مصلحت يا مفسدة آنها ثبات دارند و احكام متغيير متغييرند به دليل اين كه عوامل دخيل در پيدايش مصالح يا مفاسد آنها متغييرند و تابع شرايط و اوضاع و احوال زماني و مكاني‌اند . بنابراين آشكار است كه مصلحت يا مفسده چيزي نيست جز برآيند عوامل موجود .

×    انواع تغيير در احكام دين :

تغيير و تحول در احكام دين داراي اقسام گوناگوني است :

1- نسخ ؛ 2 تبدل موضوع ؛ 3 احكام ثانويه ؛ 4 تزاحم احكام ؛ 5 احكام حكومتي

1)         نسخ :

نسخ عبارت است از تغيير حكمي كه در زمان خاصي به دليل اوضاع و احوال آن زمان ثابت بوده اما در زمان بعد به طور كلي ملاك آن يعني مصلحت يا مفسده اش تغيير مي يابد و در نتيجه حكم تغيير مي كند . نظير اين كه فعلي همچون خوردن پيه گوسفند و گاو در شريعت حضرت موسي مفسده داشته و بايد ترك مي شده است ولي در زمان بعد در عصر حضرت عيسي يا پيامبر اكرم (ص) آن مفسده ديگر وجود نداشته و به دنبال آن حكم تغيير كرده است . چنين امري نه تنها در شريعت هاي متعدد بلكه در شريعت واحد نيز ممكن است نظير تغيير قبله در اسلام .

      2)    تبدل موضوع :

به مثالهاي ذيل توجه كنيد :

      الف.    نماز صبح واجب است .

     ‌ب.   ربا خواري حرام است .

     ‌ج.   طلاق بدون حضور دو شاهد عادل باطل است .

از ديدگاه فقه و اصول ، در مثالهاي بالا عبارت واجب ، حرام ، باطل «حكم» ناميده مي شود و نماز صبح ، ربا خواري ، طلاق بدوم حضور دو شاهد عادل «موضوع» آن . آشكار است كه بدون تحقق موضوع هيچ حكمي تحقق نمي يابد . گرچه در مواردي احكام ثابت اند و دستخوش تغيير قرار نمي‌گيرند اما اگر احياناً موضوعات آنها تغيير يابند به طبع آن حكم هم تغيير مي كند . در فقه اسلامي نمونه هاي بسياري براي آن مي توان يافت از جمله :

1.  حلال بودن نوشيدن آب انگور و حرمت آن در صورت تبديل شدن به شراب و حلال بودن دوباره آن در صورت تبديل شراب به سركه .

2.   حرام بودن پوشيدن كت و شلوار در گذشته به دليل اين كه از مصاديق تشبه به كفار و حرام بوده است و حلال بودن پوشيدن آن در زمان حاضر به دليل عمومي شدن آن و عدم اختصاص به كفار

3. حرمت خوردن كلر و سديم به دليل سمي بودن آنها و حلال بودن خوردن نمك طعام كه تركيب آن دو است ؛ سمي و زيان آور نيست .

   3)   احكام ثانوي :

براي شرح اين نوع تغيير در احكام لازم است احكام اولي و اخكام ثانوي را توضيح دهيم . پيشتر گفتيم ، موضوعات احكام افعال انسان است . از آنجا كه افعال وي عناوين گوناگون و متفاوتي دارند ، احكام آن نيز گوناگون و متفاوتند . براي نمونه وضو را در نظر بگيريد . وضو عبارت است از شست و شوي خاص . اين فعل به لحاظ خودش براي هر مكلفي واجب است اما گاهي همين فعل با عناوين ديگري لحاظ مي‌گردد و همراه با آن عناوين در نظر گرفته مي شود . نظير وضوي ضرري  يا وضوي اكراهي . شراب خواري في حد نفسه براي هر مكلفي حرام است اما احياناً همين فعل با عناوين ديگر نظير اضطرار ، اكراه و مانند آنها لحاظ مي شود كه مباح و حكم حرمت مرتفع مي گردد .

عناوين اضطرار ، حرج ، ضرر ، اكراه عناوين ثانويه اند نه عناوين افعال به عنوان اولي . در واقع مي‌توان گفت كه تغيير حكم از اولي و ثانويه به دليل تغيير در موضوع بر مي گردد .

4)  تزاحم احكام :

احكام دين در مرحلة تشريع به عناوين كلي تعلق مي گيرند نه به افراد و مصاديق خارجي يا ذهني . در آن مرحله عناوين كلي با يكديگر اصطكاك و برخوردي ندارند ولي گاهي در مقام تطبيق و اجرا ، اصطكاك پيش مي آيد . نمونه اي از آن كه در فقه و اصول مشهور است ، مسأله غريقي است كه در استخر منزل ديگران درحال غرق شدن است . از يك سو رفتن به آن منزل غصب و تصرف در امور ديگران به حساب مي آيد ، از اين رو حرام است از سوي ديگر نجات غريق واجب است ، پس براي نجات مي بايد در اموال ديگران بدون اجازه تصرف كرد . بدين ترتيب احياناً در مقام تطبيق و اجرا ميان عناوين اصطكاك و برخورد پيش مي آيد . به اين اصطكاك و برخورد اصطلاحاً «تزاحم» تعبير مي شود . براي رفع تزاحم راه حلي بدان استناد مي شود قانون «اهم و مهم » است و مفاد آن اين است كه بايد ديد كداميك از اين دو حكم نزد خداوند مهم تر است و ملاك آن اقوي.

5)  احكام حكومتي :

هر جامعه اي در هر عصري با مسائل تازه اي روبرو مي شود كه لازم است براي حل آنها چاره جويي شود . آن مسائل گسترده است و ابعاد مختلف زندگي اجتماعي اعم از بعد اقتصادي ، حقوقي ، قضايي ، سياسي و مانند آنها را در بر مي گيرد ، براي نمونه مي توان به موردي از مسائل عصر حاضر ياد كرد :

سالهاي مديدي است كه مي بينيم بسياري از خيابانها و كوچه ها گنجايش لازم را ندارند و لازم است توسعه يابند و خيابانهاي جديد احداث گردد . معمولاً اين خيابانها از ميان املاك مردم ، مساجد يا املاك موقوفه عبور مي كند و الزاماً مستلزم تخريب مساجد و موقوفات و تصرف در آنهاست . چه بايد كرد ؟ به وضعيت موجود راضي شد يا در اموال مردم ، مساجد و موقوفات تصرف كرد ؟

بر اساس نگرش اسلامي ، حاكم اسلامي ( پيامبر اكرم (ص) و ائمه طاهرين يا ولي فقيه ) به دليل ولايتي كه دارد مي تواند و صرفاً براي او مشروع است كه بر حسب مصالح و مفاسد موجود احكامي را صادر كند و اين دشواري را از سر راه بردارد . حاكم اسلامي با در نظر گرفتن مصالح و مفاسد امر مباحي را واجب يا حرام مي كند و يا واجبي را حرام و يا حرامي را تجويز مي كند . در تاريخ اسلام نمونه هاي بسياري را مي توان يافت كه مشهورترين آنها مسأله تحليل خمس است . ائمه طاهرين براي مدتي خمس را بر شيعيان تحليل كردند و پس از مدتي آن را مجدداً واجب كردند .

*در آينده با ديدگاه تنی چند از بزرگان اسلام شناس درباره سکولاریسم آشنا خواهیم گردید.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 19:43  توسط مصباح | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تمدن حاکم بر جهان٬ تمدن غرب می باشد.نشانه ها و وعده های الهی ٬ تاریخی گویای فروپاشی این تمدن در آینده نه چندان دور است.لذا وظیفه اسلامی و انسانی ٬ما را موظف می نماید که با تلاش دو چندان و استفاده از هر وسیله مشروع بار دیگر تمدن اسلامی را با دارا بودن ظرفیتهای فراوان در جایگاه رفیع خود قرار دهیم.

پیوندهای روزانه
مبانی قرآنی نهضت عاشورا
بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون
ولایت‌گریزی پنهان
روایت رهبرانقلاب از اولین دیدار با علامه جعفری
درآمدی بر روش‌‌های جنگ روانی
فهرست برندگان جایزه صلح نوبل
تجاور به 17 کودک؛ رسوايي جنسي در ارتش اسرائیل
فراماسونری: دجال آخرالزمان
مشاهیر ایران
در مقابل مقاله‌هايشان مقاله بنويسيد، در مقابل سخنرانيهايشان سخنرانى كنيد
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
آرشیو موضوعی
مکاتب سیاسی
مقاله های شخصی مصباح
آسیب شناسی نظام اسلامی
واژه ها و اصطلاحات سیاسی
پیوندها
اوقات شرعی
آیت الله خامنه ای
راهنمای پایگاه های اسلامی
استادسیدمحمدانجوی نژاد
استاد جوادی آملی
استاد مرتضی مطهری
دکتر مصطفی چمران
طرحی برای فردا(استاد حسن رحیم پورازغدی)
سخنرانیهای دکتر حسن عباسی
عبدالکریم سروش
مصطفی ملکیان
سینما و صهیونیسم
کاریکاتورهای ضد صهیونیسم
غرب پژوه
مطالب غرب شناسی
تعریف گذاری در جمهوری اسلامی ایران
کاریکاتوریست عرب
موعود
باشگاه مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسم پژوهی
دانایی
حکومت اسلامی(ویژه اندیشه و فقه سیاسی اسلام)
عملیات روانی
کتابخانه
نخبگان حوزه و دانشگاه
اندیشکده اعتلای فرهنگی
مرکز فرهنگ و معرف قرآن
تفسیر قرآن کریم(منتخب تفسیر نمونه)
اندیشه سیاسی اسلام
شیعه شناسی
مجمع جهانی شیعه شناسی
فصلنامه انتقادی کتاب نقد
پایگاه اطلاع رسانی قربانیان ترور
اندیشه درخشان
دین شناسی-غرب شناسی
پاسخ به شبهات دینی
مرکز بررسی های استراتزیک ریاست جمهوری
دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران
موسسه مطالعات و پزوهشهای سیاسی
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
مقالات غرب شناسی
کانون فلسفه و حکمت
کانون اندیشه جوان
کتابخانه اسلامی
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
مجلات علمی-پژوهشی
درسهایی از قرآن
کانون اندیشه جوان
واحد مرکزی خبر ایران
فریاد فلسطین
عبرتها
خانواده اسلامی
نوگرا
اندیشه قم
درگاه پاسخگويي به مسائل ديني
ايران ديپلماسي
جامعه-دين و شناخت
خبر آنلاين
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ