تبليغاتX
اسلام گرا

اسلام گرا

کاوش در تمدن اسلام - غرب و آسیب شناسی انقلاب اسلامی

اشاره:نویسنده در این بخش به وجود مرجع قانون گذاری و ارتباط اباحیت و تساهل در حوزه ایدئولوژی در دو تمدن غرب و اسلام پرداخته است. 

در مقطع کنونی یکی از چالشهای اصولی بین تمدن غرب و تمدن اسلام در خصوص ایدئولوژی مکتبی است.

-تمدن غرب

در تمدن غرب ما با این امر مواجه هستیم که تنها مرجع قانونگذاری انسان است.این انسان است که به تعیین خطوط قرمز (باید - نبایدها) و یا تعریف ملاک و معیارهای مشروعیت و مقبولیت حکومت می پردازد تا از این رهیافت مصالح فردی و اجتماعی خود را رقم بزند. روح غالب بر ایدئولوژی غرب وجود تساهل و تسامح (۱) می باشد که با در نظر گرفتن این گزینه ما شاهد متغیر بودن دامنه ایدئولوژی غرب هستیم.  

که از این جمله موارد در دنیای غرب وجود تغییر در  تعاریف و واژه گون نمودن واژه های همچون دموکراسی-تروریست-آزادی-حقوق بشرو...در عرصه های گوناگون هستیم.

-تمدن اسلام

اما در تمدن اسلام تعیین خطوط قرمز با توجه به دیدگاه خدامحوری صورت می گیرد.و مسلمانان با اعتقاد به این امر که احکام دینی در جهت مصالح فردی و اجتماعی-اخروی و دنیوی انسان وضع گردیده است و مانند هر محصول دیگر که حصول آن در گرو فراهم آوردن دقیق مواد اولیه و شرایط ویژه است در پی اجتهاد (۲)می باشد.

(۱)نرمش به خرج دادن-کوتاه آمدن-سهل انگاری داشتن-مطابق میل طرف مقابل عمل کردن

(۲)کشف و تطبیق اصول کلی و ثابت بر موارد جزئی و متغییر است. 

*****************************FREEDOM OR CONSPIRACY**************************

شبهه! اباحه گری جزو لاینفک جامعه مدنی است.جامعه ما با مشکل کمبود قطار شادی-آواز خوانی و دست افشانی و نواختن موسیقی روبرو است.(محمد رضا نیکفر-فصلنامه نگاه نو-بهار/۷۷)

پاسخ!اولا مدعیان و مبلغان نظام لیبرالیسم باید توجه داشته باشند که مردم در جامعه مدنی برای تعیین قانون از خدا و وحی قطع رابطه نموده اند و ملاک قانون مطلوب را با بر طرف شدن نیازها و خواستها به هر قیمت رقم می زنند.در حالی که در نظام اسلامی مردم در چاچوب احکام و قوانین خداوند به تعیین قوانین اجتماعی می پردازند.

ثانیا به دلیل موارد اشاره شده در متن فوق مواردی همچون شادی-آوازخوانی-دست افشانی...و به طور کل محرکهای احساس لذت متناسب با نوع جایگاه انسان و خدا در هر تمدن معرفی می گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 22:52  توسط مصباح  | 

اشاره:متن زیر اشاره دارد به جایگاه انسان به عنوان برترین موجود عالم خلقت در تمدن غرب و اسلام و پیامدهای که دو تمدن غرب و اسلام برای سعادت انسان مشخص نموده اند. 

فرهنگ و ساخت و ساز دنیای غرب دارای ابعادی است که یکی ار ارکان این تمدن انسان مداری است.

 در  فرهنگ غرب ملاک و معیار ارزش گذاری مطابق با میل و خواستهای انسان سنجیده و ارزیابی می شود و عناوینی همچون خوب و بد-ظلم و عدالت-خیر و شر... طبق نیازهای انسان تعریف می گردد.

تمدن حاکم بر جهان جهت توجیه عملکرد خود استناد به این امر دارد که ٬میل و خواستهای انسانی که قطع رابطه با وحی و خدا دارد نتیجه ی تکامل یافته عقل اوست که نیازها را توجیه و هدفمند می نماید.

در پاسخ باید اشاره داشت این عقل انسان مدارانه که نقطه عطف دنیای غرب است جهت به نتیجه رساندن هرمسئله و تصمیم گیری٬از داده ها و اطلاعات اولیه کمک می گیرد که بر اساس تنظیم داده ها ٬نتیجه نهایی حاصل می شود.

پس داده ها که بنیاد عملکرد عقل را تشکیل می دهد در تمدن و فرهنگ غرب بر اساس تربیت دنیاگرایانه و یاری جستن از نفس اماره حاصل می شود که نتیجه ای جز جهش نزولی از مقام والای انسانی(خلیفه الله) نخواهد بود اما در تمدن و فرهنگ اسلام ٬تربیت آخرت گرایانه(امکانات دنیوی را در راستای اهداف آخروی قرار دادن) و نفس لوامه به انسان نوید جایگاهی متعالی می دهد.

نتیجه کلام:در جهان بینی و ایدولوژی اسلام ٬انسان در پی رضایت و قرب الهی است اما  تمدن غرب با طرق مختلف در پی تشویق انسان در هوا و هوس و اسارت در امیال زودگذر  است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 23:20  توسط مصباح  | 

با سلام

وبلاگ محمدایسم در تاریخ ۲۷ رجب ۱۴۲۸مصادف با مبعث پیامبر اعظم متولد گردید.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 20:1  توسط مصباح  |