تبليغاتX
اسلام گرا

اسلام گرا

کاوش در تمدن اسلام - غرب و آسیب شناسی انقلاب اسلامی

نسبیت گرایی مرز بین اسلام با مکاتب بشری!

تدوین کننده مکتب اسلام٬ که توسط پیامبر خاتم خود محمد بن عبدالله(ص) به بشر دستورات هدایت بخش خود را ابلاغ نموده است و همچنین باید توجه نمود که در نظام اسلامی همه چیز از آن خداست و هیچ کس حق حاکمیت و دخل و تصرف در هر چیز بدون اذن خداوند را ندارد .در دیدگاه اسلام همه موجودات حول محور خداوند در حرکتند و به همین دلیل بالاترین قرب الهی را رضایت خدواند دانسته اند.

اما در سوی دیگر مکاتب بشری به دلیل این که انسان منهای خدا تدوین کننده قانون و احکام زندگی خود دانسته اند مجبور خواهد شد به دلیل دید محدود خود مرتب برای قوانین قائل به سیالیت باشند و فقط در این حوزه رضایت و ارضا مشروع و نامشروع انسانها مهم است و لا غیر.(1)

دیدگاه نسبیت گرایی در مکتب اسلام در مورد حلال و حرام خداوند قابل قبول نیست و این دیدگاه (نسبیت گرایی)مرزی خواهد بود میان مکتب اسلام با تمامی مکاتب بشری موجود در جهان زیرا خداوند برای در امان ماندن انسانها از پستی  و زوال  اسفل السافلین توصیه هایی و چارچوبی تعیین نموده است که هر قدم خروج و اسرار از این لطف و رحمت الهی که صورت بگیرد چهره حیوانی انسان نمایان تر می گردد.

به عبارت دیگر مثلا اگر در خصوص پوشش و رعایت حجاب حکمی از سوی اسلام صادر شده است و فرد خود را مقید به آن ندانست در این مورد که حجاب باشد برای او دیدگاه سکولاریسمی در حال وقوع خواهد بود.در این قسمت لازم است به طور گذرا و خلاصه اشاره نماییم که حتی در دین اسلام برای قوای ادراکی انسان٬بویایی٬چشایی٬شنوایی٬بینایی ٬لامسه که خود عامل تحرک انسان محسوب می گردند مرز و حیطه ایی وجود دارد تا انسان به واسطه آن ارتقا نفس و کمال پیدا کند.

----------------------------------------------------------------

(1)در ضمن اگر در حکومت اسلامی لازم به تدوین قانونی توسط انسانها جهت حل و فصل امورات جامعه باشد باید این قانون مطابق با حدود موازین شرع اسلام باشد که مثلا در ایران تطبیق این امور وظیفه شورای نگهبان است.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 13:34  توسط مصباح  | 

روز جهاني قدس از ديدگاه امام خميني

                   

روز قدس، روزي است كه بايد به اين روشنفكراني كه در زير پرده با آمريكا و عمال امريكا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اينكه اگر از فضولي دست برنداريد، سركوب خواهيد شد! ما به آنها مهلت داديم و با ‌آنها با ملايمت رفتار كرديم كه شايد دست از شيطنت بردارند و اگر دست برندارند، كلمة آخر را خواهيم گفت و خواهيم به آنها فهماند كه ديگر رژيم سابق قابل برگشتن نيست و ديگر امريكا نمي‌تواند به اينجا حكومت كند، و ديگر ساير ابرقدرتها نمي‌توانند در اين مملكت حكومت كنند. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سر جاي خود بنشينيد.

روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزي است كه اسلام را بايد احيا كرد و احيا بكنيم، و قوانين اسلام در ممالك اسلامي اجرا بشود. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطرة شما، به واسطة عمال خبيث شما، واقع نخواهد شد. روز قدس، روز حيات اسلام است. بايد مسلمين بهوش بيايند، بايد بفهمند قدرتي را كه مسلمين دارند؛ قدرتهاي مادي، قدرتهاي معنوي. مسلمين كه يك ميليارد جمعيت هستند و پشتوانة خدايي دارند و اسلام پشتوانة آنهاست و ايمان پشتوانة آنهاست از چه بايد بترسند؟

من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم مي‌دانم، و روزي است كه بايد ما تمام قواي خودمان را مجهز كنيم؛ و مسلمين از آن انزوايي كه آنها را كشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ايستاده‌ايم، و نخواهيم اجازه داد كسان ديگر در مملكت ما دخالت كنند، و مسلمين نبايد اجازه بدهند كه كسان ديگر در ممالكشان دخالت كنند. در روز قدس، ملتها بايد به حكومتهايي كه خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزي است كه ما خواهيم فهميد چه اشخاصي و چه رژيمهايي با توطئه‌گرهاي بين‌المللي موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهايي كه شركت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائيل، و آنهائي كه شركت كردند متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام ـ كه در رأس آنها امريكا و اسرائيل است. روز قدس روز امتياز حق از باطل است، روز جدايي حق و باطل است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 1:15  توسط مصباح  | 

شیوع تبعیض استانی

در ادیان آسمانی به ویژه اسلام گزاره عدالت از جایگاه والایی برخوردار است به طوری که یکی از دلایل اصلی حضور پیامبران و نائبان خاص و عام آنها تلاش در جهت برپایی عدالت بوده است.به حقیقت این گوهر گرانبها وجودی است که هر انسان را شیفته خود می کند و می توان تنها عامل مطمئنی قلمداد نمود که به واسطه آن بشریت بتواند به حقوق خود نائل گردد.

در این میان آقای احمدی نژاد به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در تبلیغات انتخاباتی خود محوریت برنامه های خود را برپایی و تحقق عدالت برای همه اقشار جامعه مطرح نمود که شاید بتوان به جرات اذعان نمود که تعداد کثیری از آرا را از همین طریق به خود جذب کرد و در جایگاه ریاست جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.

اما برخی از اعمال و تصمیم گیریهای کلان و فراگیری از سوی ایشان و هیئت دولت برای ملت صادر می گردد ٬که به دلیل عدم کم توجهی به شاخصه عدالت نگران کننده است که این خود به مرور عاملی جهت بروز ناهنجاریها و اختلالات در حوزه انتظارت به حق مردم  خواهد شد.

مقید نبودن کامل هر مسولی به ویژه شخصیتی همچون دکتر احمدی نژاد به عنوان ریاست جمهور که ادعای بر پایی عدالت در جامعه ایران را دارند می تواند خطرات و آسیبهایی را برای وجود عدالت محسوب نمود.

به طوری که با تکرار تبعیضات اجتماعی در تصمیم گیری ها ٬از سویی باعث صدمه زدن و بدنامی واژه عدالت در جامعه خواهد شد(همچون واژه آزادی در مقطع ریاست جمهوری آقای خاتمی) و از سوی دیگر جریان اصول گرا در خطر بی اعتباری روند کاهش مقبولیت خواهد بود(باید از وضعیت جریان دوم خرداد که در مقطع حاکمیت خود به ویژه دور دوم ریاست جمهوری اقای خاتمی نسبت به شعارها و وعدهای خود بی تعهد بودند برای بقا و تدوام عبرت گرفت)

 مصادیق بی عدالتی در مقطع اخیر

از مصادیق بی عدالتی در حق مردم که در همین اواخر مردم شاهد آن از سوی دولت نهم بودند می توان به نوع برخورد و تصمیم در برابر ورود گرد و غبار ی که از کشورهای همسایه وارد کشور شد اشاره نمود.

در خصوص تصمیمی که اخذ شد مردم استانهایی که مورد هجوم اصلی و واقعی این پدیده بودند نادیده گرفته شدند و در برخی از مناطق صنعتی که گریزی از گرد و غبار نبود( مثل عسلویه) انسانها مانند رباط کار می کردند و زمانی که اثراتی ناچیز از این جریان گرد و غبار به تهران رسید خبر تعطیلی استان مردم را دچار تناقض تفکری کرد و در این میان مردم پایتخت فقط نظارگر فعالیت دیگر مردم مهاجم این پدیده هوایی بودند.(و این اتفاق در حال روی میداد که طبق گزارشات در برخی از مناطق تهران ماسک تنفس رایگان بین مردم توزیع می کردند اما در استانهای مرزی ماسک برای خرید هم مهیا نبوده است)1

مورد بعد ٬که قابلت تامل بیشتر است تصویب ساعات کار ادارات دولتی و بانکها در ایام ماه مبارک رمضان که دوباره شاهد تکرار نوعی تبعیض در بین  مردم استانها موجود در ایران بودیم.در خصوص ارائه این مصداق ادعا و رقابت جهت کسب کاهش کار در بین استانها نیست ٬ بلکه مهم و نکته مبهم در این باره است که چرا دوباره ادارات دولتی و بانکهای استان تهرات باید مشمول ساعت کاری کوتاه تری نسبت به دیگر استانها باشند؟

 اگر با این پیش فرض که کاهش ساعت کار در ماه میارک رمضان لازم است را بپذیریم ٬ عقل هر انسان حکم می کند جهت رعایت حال افراد برای روزه گرفتن در این ماه ٬ اولویت ارائه تسهیلات با مناطق بد آب و هوا باشد تا بتوانند در گرما و رطوبت حدود 40 الی 50 درجه بالای صفر با کمترین زحمت این تکلیف الهی را انجام وظیفه نمایند.

 کلام آخر-

اقای رئیس جمهور عدالت خواه ٬ در ایران استانهایی همجون بوشهر-خوزستان یا هرمزگان وجود دارند که درجه هوای انها در اکثر مواقع فصل تابستان قابل تحمل نیست و در همین راستا ٬ در استانی مثل بوشهر منطقه ای به نام عسلویه وجود دارد که اکثر پرسنل متخصص ان علاوه بر تحمل گرمای طاقت فرسا روزانه ٬ فاصله ای در حدود 120 کیلومتر(رفت و برگشت) را از منزل که شهرستان جم است را تا محل کار خود که عسلویه باشد طی می کنند تا بتوانند چرخ صنعت و درآمد اصلی این کشور را تامین کنند و در نهایت همگی مبهوت اینگونه تصمیمات خواهند شد که در طولانی مدت اثرات سوئی در بردارد که مناسب و برازنده حکومت اسلامی نخواهد بود.

با آرزوی موفقیت روزافزون برای ریاست جمهورم جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد.        

پی نوشت:

1)برای نمونه بنده در طول مدت این جریان ورود گردو غبار در استان بوشهر بودم و شاهد این قضیه بودم که از فاصله حدود 500 متر بیشتر دیگر چیزی قابل مشاهده نبود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 21:53  توسط مصباح  | 

وبلاگ محمدیسم به دلایل محتوای اسم خود را به اسلام گرا تغییر داد.

***********************************************************

بازخوانی انتظارات از آموزش و پرورش اسلامی        

 هر جامعه انسانی به اجتماعی از انسانها اطلاق می گردد که با هم بر اساس ارزشها-رفع احتیاجات-تفاهمات سلیقه ای یا قبیله ای و...در مکانی ساکن می شوند تا هدف خاصی دنبال کنند.و تنها چیزی که باعث می شود جامعه دچار هرج و مرج و آشوب نشود و در آرمش و پایداری به حیات خود ادامه دهد به میزان شناخت افراد آن جامعه نسبت به خود-خداو جهان هستی بستگی داردکه به نوعی می توان موارد را فرع و پوسته تشکیل دهند جامعه به حساب آورد و این مورد در اصل هسته و حیات بخش آن است.

به همین دلیل تفکر و بروز رفتارهای افراد که به نوع تربیتشان بستگی دارد تاثیر بسزایی درنوع و میزان هنجار و تکامل و یا از سوی دیگر عدم تکامل و ناهنجاری آنها به حساب می آید.خاصیت و اهمیت تربیت به این خاطر است که تنها عاملی است که می تواند استعدادهای بالقوه انسانها را به صورت اثر بخش  و صحیح تنظیم و بالفعل نماید.

باید توجه نمود انسانها به دلیل خاصیت چند وجهی داشتن (حیوانی و انسانی-مادی و معنوی)حائز اهمیت است که به چه صورت تربیت و تعلیم داده می شوند تا از این طریق کدام تز وجوه آنها رشد یابد اگر در خصوص اابعاد و امیال  حیوانی انسان اهمیت  فراوان و افراطی قائل شویم علاوه بر جامعه تشکیل شده از اینگونه افراد دیگر جوامع انسانی هم در خطر عملکرد ناهنجار-غیر اخلاقی و غیر عقلانی آنها در امان نخواهد بود ولی اگر در جهت رشد ابعاد و امیال انسانی تلاش شود این فرد و جامعه انسانی تشکیل شده باعث افتخار آفریدگار جهان-آرامش و توسعه برای دیگر همنوعان خواهند بود و یا در خصوص ابعاد مادی و معنوی انسانها باید تعادل برقرار شود زیرا توجه افراطی به هر کدام باعث عدم رشد مناسب انسان می شود که این نوع ساخت و ساز دور از انتظار خالق جهان(خداوند) نبوده است.

خداوند عالم و قادر این رسالت حیات بخش اجتماعی (تربیت و هدایت)را مثل مابقی پدیده ها و قواعد عالم از نظر غائب ننموده و مظافا جهت راهنمایی انسانها به سوی بهترین مسیر و کمک به بشر در خصوص استفاده بهینه از هزینه های فرصت دنیا و آخرت در مناطق مختلف کره زمین رسولانی را از میان بهترین بندگان خود با هدف تربیتهدایت و رستگاری انسانها برگزیده است.باید خاطر نشان شوم که تلاش در راستای رشد و تربیت اخلاقی استعدادها و امیال انسانها –هم یک وظیفه فردی است و هم حکومت موجود در جامعه-که باید وظیفه خود را نسبت به این مهم انجام دهد.

انسانها محور محتوای تربیتی خود را که همان نوع جهان بینی(طرز برادشت افراد نسبت به خدا-جهان هستی و انسان)است را با اختیار خود انتخاب می نماید(توحیدی-شرکی) و به همین واسطه و طرز تفکر تشکیل حکومت جهت بقای خود و جامعه می دهند و از طرف دیگر حکومت تشکیل شده وظیفه دارد تا در سطوح مختلف زندگی افراد جامعه را بدون انحراف از مبانی صحیح به اداره و بقا جامعه بپردازد.

در این قسمت دو دیدگاه متفاوت در حوزه تمدنی اسلام و غرب وجود دارد.در اسلام حاکم به دلیل این که مشروعیت و حق حاکمیت خود را از خداوند اخذ می کند وظیفه دارد با در اختیار داشتن کلیه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری -جهت حرکت مردم را به سوی معبود هستی خداوند سوق دهند و اگر تفکر-گفتار-رفتار و یا عادت نامطلوبی در جامعه وجود دارد با فرهنگ سازی تفکر و سیره اسلامی را جایگزین نماید.اما در حوزه تمدنی غرب حاکمان مشروعیت و حق حاکمیت خود را از افراد جامعه کسب نموده اند و لذا باید مطابق با میل و خواستهای آنها رفتار و تصمیم گیری کنند-به نوعی حکومت در اختیار امیال و خواسته و تعقل اکثریت افراد جامعه است و دیگر احکام و دستورات خدا در حاشیه جهت تفریح و تفنن روان قرار دارد.

همانگونه که اشاره شد در حکومت اسلامی برخی از نهادها و سازمانها تنها وظیفه اصلیشان تربیت و هدایت صحیح مطابق با عقیده اسلام است که از آن جمله باید به سازمان آموزش و پرورش اشاره نمود.این سازمان آن قدر وظایف خطیر و با اهمیتی به عهده داردمه می توان با جرائت اذعان نمود که دوام و بقا هر اجتماعی در جامعه به این نهاد بستگی دارد-لذا به خاطر این مهم ادامه بحث را مصداقی تر می کنیم تا بتوانیم وضعیت کنونی این نهاد را درحکومت اسلامی ایران با رویکرد تربیت اخلاقی و توحید عملی به بررسی بپردازیم.

کشور ایران با وجودی که در یک نوع تقسیم بندی در زمره کشورهای در حال توسعه و یا جهان سوم قرار گرفته است اما به خاطر ظرفتیهای  بالقوه که بر خواسته از اعتقادات دینی مردم و مسولین کشور است در بالاترین مرنبه تربیت و آموزش اخلاق واقع گردد.زیرا به حتم به غیر از این –واقعیتی نمی تواند باشد که خداوند به واسطه پیامبران خود و با محتوای اسلامی قصد هدایت  وکل انسانها را داشته است.به همین دلیل این محتوای دینی جهت سعادت واقعی در دنیا و آخرت انسانها و جامعه بشری از سوی خالق جهان تضمین شده و در واقع مطمئن ترین مبنای عقلی جهت پرورش استعدادها-امیال و خلق و خوی خواهد بود.

اما متاسفانه وجود شواهد موجود در جامعه گویای این قضیه است که نظام اموزش و پرورش کشور اسلامی ایران به هدف و وظیفه اصلی خود که تربیت و پرورش دینی و اخلاقی همراه با اموزش اثر بخش باشد به نحو احسن دست نیافته است و به دور از مغالطه و جکود باید این واقعیت را پذیرفت که فاصله و شکاف زیادی میان آرمانها و اهداف اسلامی و نظام تربیتی و آموزشی در ایران به مرور در حال ایجاد است.

در نظام تعلیم و تربیتی کشور ایران هدف نهایی از تربیت و آموزش تغییر کرده است و روز به روز از وجود توحید عملی در جریان نظام تربیتی فاصله و از سوی دیگر هدف از کسب علم و تربیت تبدیل به بر طرف شدن نیازی شخصی شده است-یعنی در نظام آموزشی ایران رشد منیت متورم شده است و فضای ذهنی خانواده ها و افرادی که به کسب دانش و تربیت مشغولند در بر گیرنده مواردی از قبیل بر طرف شدن نیاز مادی من-کسب رفاه من-قدرت من-موقعیت اجماعی من-رتبه من و هزاران منیت دیگر با سلیقه و اهداف صرفا شخصی مشغول شده است-که این همان فذایند و جهت گیری در مسیر فردگرایی(اتمیسم)نظام تربیتی لیبرالیسم به حساب می آید-که در این جریان و مسیر افراد جامعه از نظام تربیتی توحیدی که روح حاکم بر مکتب اسلام است به سمت نظام تربیتی شرک هدایت می شوند-که همگی این کژ رویها به نوع سیستم نظام اموزش و پرورش بر می گردد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 12:14  توسط مصباح  | 

وبلاگ محمدیسم به دلایل محتوای اسم خود را به اسلام گرا تغییر داد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 15:54  توسط مصباح  | 

مروه شربینی (به عربی:مروة الشربینی) (۱۹۷۷ - ۲۰۰۹ میلادی) زنی مصری بود که در دادگاهی در آلمان با هجده ضربه چاقو کشته شد. ضارب شخصی بود که شربینی از او به اتهام اهانت بدلیل پوشیدن حجاب شکایت کرده بود.

پیش از این، «جودکی»، یکی از کاربران «تابناک»، این‌گونه ماجرا را برای خوانندگان روایت کرده بود که: من در شهر درسدن در آلمان زندگی می‌کنم. چهار روز پیش در این شهر اتفاقی افتاد که قلب هر انسانی را به درد می‌آورد، ولی متأسفانه، این خبر درست و آن گونه که شایسته بود، بازتاب داده نشد.

 خانم مسلمان 32 ساله آبستنی که به علت با حجاب بودن مورد توهین جوان بی‌ادبی قرار گرفته بود و به همراه همسر و پسر خردسالش برای شکایت در دادگاه حاضر شده بود، مورد حمله متهم قرار گرفت و جلوی چشم فرزند خردسالش، همسر، قاضی پرونده و دیگر کارکنان دادگاه به طرز فجیعی با چاقو به قتل رسیدند.

 

متأسفانه، همسر وی نیز که به دفاع از او برخاسته بود، به اشتباه مورد شلیک پلیس قرار گرفته و اکنون در شرایطی بحرانی در بیمارستان است. همچنین بچه خردسالشان که شاهد این ماجرای فجیع بوده، برای معالجه تحت نظر روانشناس است.

در همین باره، روزنامه «الاخبار» هم نوشت: تنها گناه این هموطن، حجاب او بود و او كه نتوانسته بود، متلك‌های این جوان نژادپرست جانی را تحمل كند با او درگیر شده بود.

«مروه»، همسر وابسته فرهنگی مصر در یكی از دانشگاه‌های آلمان بود و در یك دادگاه درجه دو در ایالت درسن آلمان در حال پاسخگویی به قاضی بود كه مورد حمله آلیكس قرار گرفته و با هجده ضربه چاقو در دم جان باخت.

این خانواده مسلمان اهل مصر هستند و برای انجام تز دکترای خود به آلمان آمده بودند و تنها گناهشان با روسری بودن این خواهر مسلمان بوده است.

گفتنی است چند روز پیش نیز رسانه های ترکیه در خبری نوشتند که ، «اینور تزگان»  دختر سی ساله ترکیه ای ، شش ساعت تمام بدون ارائه هیچ نوع کمک اولیه ای از جانب پزشکان در بیمارستان دانشکده پزشکی شهر آنکار به حال خود رها شده و این موضوع باعث شد در همان وضعیت جان دهد ؛ این پزشکان با اظهار این مطلب که حجاب مادرش به او اجازه ورود به بیمارستان را نمی دهد، معالجه وی را نپذیرفتند

این نوع برخورد با افراد محجبه که جدای از محرومیت‌های اجتماعی و خدماتی در برخی کشورها، اکنون بهایی به ارزش جانشان را از آنها می‌گیرد، موضوعي نگران کننده است که ممکن است در آینده منجر به بروز خشونت‌ها و عداوت‌های بیشتری میان مسلمانان و افراطیون ديگر ادیان شود، بنابراین شکل‌گیری نهادهای بین‌المللی غیردولتی، برای تبیین این موضوع امری ضروری به نظر می‌رسد.

منبع : تابناک-وبلاگ نوگرا

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 15:46  توسط مصباح  | 

بمانیم تا کاری کنیم نه کاری کنیم تا بمانیم.  دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 11:46  توسط مصباح 

انتخابات دوره 10 رياست جمهوري در 22 خرداد 1388 با حضور كم نظير مردم انجام شد.در اين انتخابات دو كانديدا بيشتر از بقيه رقابت جهت كسب جايگاه رياست جمهوري داشتند كه عبارتند از جناب آقاي محمود احمدي نژاد و مير حسين موسوي.

آقاي مير حسين موسوي خود شخصا به دليل سابقه گذشته وزنه به نسبت قدرتمند سياسي محسوب مي گرديد كه در جبهه جناج اصلاح طلب ظاهر شد و از سوي ديگر اين جناح با تمام توان و نيرو عزم خود را جزم كرده بودند تا با صرف هزينه هاي مالي و تبليغاتي در انتخابات به پيروزي برسند.

اما مواردي در طي مدت تبليغات كانديداها اتفاق افتاد كه باعث شد جناح موسوم به اصلاح طلب به موفقيت نرسد و بعد از  اعلام نتايج اين جناح بهت زده –سردرگم و حيران گردند و در اينانتخابات جريان اصول گرايي غالب ميدان انتخابات گرديد.

آسيب شناسي عدم موفقيت جناح اصلاح طلب در انتخابات:

1-تكرار وارونه عبرت تاريخي دوم خرداد

ايجاد موج و جريان موسوم به سبز يا سوم  از سوي طيفي از حاميان آقاي مير حسين خود باعث شد افراطي در رفتار و ايجاد مزاحمتهاي خياباني از سوي اين جريان ظهور كند كه به نوعي با اين حاميان افراطي با برخي از اعمالشان كه خلاف عرف و دين اسلام بود باعث شدند افرادي هم كه ميلي براي حضور در انتخابات ندارند و يا كانديداي ديگري غير از احمدي نژاد را انتخاب نموده اند جهت حفظ ارزشهاي ايراني و اسلامي تحريك شوند و به رقيب اصلي مير حسين يعني آقاي احمدي نژاد راي مثبت بدهند.به عبارتي ديگر عكس العمل تحريك آميز بود در قبال اعمال افراطي موج سبز در جامعه همچنين  لازم به ذكر است كه اين جريان افراطي به نوعي شبيه رفتار جناح موسوم به راست بود كه در دوم خرداد 1376 در قبال رقبت خود يعني آقاي خاتمي انجام دادند و باعث شكست جناح راست و پيروزي اصلاح طلبان در انتخاباتي شد.

2-جانبداري مضر

حضور و همراهي و جانب داري مستقيم و علني برخي از افراد و اعضاي جناحهاي سياسي از جناب آقاي مير حسين موسوي كه در حال حاضر و يا در گذشته مسوليتي در كشور داشته اند ولي به دلايلي از جمله سو استفاده از مقام و جايگاه خود در مقطع كنوني در بين مردم مقبوليت چنداني ندارند و به نوعي مهره هاي سوخته يا نيمه سوخته محسوب مي گردند.

3-عدم وجود تناسب جاذبه و دافعه موسوي

نبود موضع گيري شفاف و دقيق از سوي مير حسين در قبال برخي از اعمال و گفتار حاميان خود كه خلاف اخلاق اسلامي و قانون بوده است.

در اين خصوص چنين درك مي گرديد كه براي جناب آقاي مير حسين موسوي و جناح موسوم به اصلاح طلب كسب و جلب راي در اين مقطع مهم تر از هر چيز ديگري است لذا عدم موضع گيري در قبال اعمال ناخوشايند هم در همين راستا صورت گرفت تا شايد برخي از حاميان افراطي دل شكسته و دلسرد نگردند.

4-گمراهي از هدف اوليه و نيل به اهداف در سايه

اگر با ديدگاه خوشبينانه به قضيه ورود جناب آقاي مير حسين موسوي در انتخابات بنگريم شاهد اين روند هستيم كه در بين راه ايشان در يك بازي سياسي از پيش تعيين شده افتاد و اين روند را همچنان با برخي از تحريك هاي داخلي و خارجي ادامه مي دهد.در صورتي كه اگر آقای موسوی مقداري اعمال و گفتار خود را منطقي تر مي نمود مي توانست جايگاه آرا و شخصيتي خود را در اين امتحان ارتقاي بيشتري بدهد و باعث محبوبیت حتی در بین مخالفان خود گردد.

5-مغالطه كوچك نمايي و سياه نمايي

يكي از مباحثي كه قابل تامل در مورد شكست برخي از كانديداها مي توان قلمداد نمود مربوط به نوع مباحث انها در مناظرات تلويزيوني است.در اين چند مناظره اي كه از رسانه پخش شد ما شاهد آن بوديم كه آقاي مير حسين موسوي اکثرا برخي از معظلات موجود در جامعه را بيان مي نمود و هيچ طرح و برنامه مدون جهت رفع اين معضلات نداشتند.و در بخش كلانی از مباحث خود فقط سعي داشتند دولت نهم را  به هر طريق تخريب نمایند لذا قسمت اعظم این گفتارها مغاير با مواردي بود كه مردم آن را در زندگي خود لمس و بهره می برند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 9:42  توسط مصباح  | 

  اگر بنده در انتخابات به جاي مير حسين موسوي بودم!

اگر بنده به جاي مير حسين بودم به دليل احترام به اراي مردم ايران در همان دقايقي كه متوجه پيروزي رقيبم مي شدم به او و مردم تبريك و برايش او آرزوي موفقيت داشتم.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم به دليل حفظ آبرو و شأنيتم به مواردي همچون بحث تقلب در انتخابات نمي پرداختم و مي پذيرفتم كه تحليل و پيش بينيم در قبل از اعلام نتايج آرا اشتباه بوده است.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم خود را پيش از اين بازي دست ديگران نمي دادم و از آقاي دكتر احمدي ن‍ژاد  درخواست مي كردم جهت سازندگي ايران حاضر به همكاري با او هستم.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم به آسيب شناسي خود و جريانم مي پرداختم تا ببينم كدام موردم در جهت رضاي خدا و خدمت صادقانه به خلق نبوده است.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم در فكر جبران آبروي كه از آقاي دكتر احمدي نژاد ريخته ام بودم تا شايد بتوانم آخرت خود را آباد نمايم.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم براي دفعات بعدم عبرت مي گرفتم كه مكر خدا بالاتر از هر مكري است(و از همسر فرآن پژوهم مي خواستم تا برايم بيشتر توضيح و تفسير نمايد در اين خصوص) و اتكايم به خدا سوق مي دادم تا حمايت شخصيتها(همچون رفسنجاني-خاتمي و..در انتخابات) اگر بنده به جاي مير حسين بودم مي پذيرفتم كه همه پيش بيني ها و تصورات ذهنيم تحقق پيدا نخواهد كرد و با وقايع بايد واقع بينانه تر برخورد نمايم.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم چهره اسطوره اي كه از من ساخته شده بود را بيش از اين خراب نمي كردم و عاقلانه تر با شكست در انتخابات برخورد مي كردم.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم مهر سكوت بعد از انتخابات را مي شكستم  تا بيش از اين بهانه به دست دشمنان و ساده لوحان ندهم تا هر برداشت شخصي از من داشته باشند.

اگر بنده به جاي مير حسين بودم مي پذيرفتم كه توان حمايت مالي و تبليغاتي هر چه قدر هم قوي باشد نمي تواند دلها را ثابت قدم به همراهيم سوق دهد بلكه خداوند توانايي آن را دارد تا افراد را به دليل ظرفيتشان به عرش يا در فرش قرار دهد.

***********************************************************

پيروزي جريان اصولگرائي در انتخابات را به تمام بازديد كنندگان محترم تبريك عرض مي نمايم.

/*]]-->
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 15:53  توسط مصباح  | 

انتقاد ،آب در آسياب دشمن نيست!

چند ماه قبل از شروع رسمي انتخابات مرتب با برخي از دوستان در خصوص نوع دفاع كانديداي مورد نظرشان بحث و گفتگو مي كردم و در اين خصوص محوريت كلام و تلاش فكريم بيان اين نكته بود كه بايد تلاش كنيم به جاي رويه هايي همچون جمود و تعصب راه حل نقادانه را جهت ارزيابي گزينه هاي پيش رو برگزينيم.

دوستان كه نظرشان برايم جالب و عقل پسند نبود(اكثر حاميان و حتي بعضي از كانديداها معقد بر همين تفكر هستند) معتقد به اين منطق بودند كه ارائه نقاط ضعف كانديدا و برنامه هاي وي توسط ما نوعي به اصطلاح آب در آسياب دشمن ريختن است و لذا وظيفه ما فقط دفاع و چشم پوشي از معايب به هر طريق ممكن است(هدف وسيله را توجيه مي نمايد).

اما بارها به آنها متذكر شدم كه نقاط ضعف و كاست هايي كه دشمن و يا كانديداهاي مقابل و يا احزاب مخالف انجام مي دهند اكثرا بر بنيادهاي بي اخلاقي-بي انصافي-بي اعتقادي بنا نهاده شده است به همين دليل خود ما كه ادعاي دلسوزي نظام اسلامي را داريم بايد عرصه و فضاي نقد كه شامل نكات مثبت و منفي و يا قوت وضعف است را با رعايت جوانب اخلاق-انصاف و جستجو جهت كشف حقيقت را در اختيار و هدايت نماييم.

برداشت دوم-

اين اعتقاد نقادانه باعث مي گردد توقع و درخواست هاي مردم از نظام اسلامي ايران و مسولين ذي ربط منتطقي تر گردد و جريان روشنفكري ديني با وجود تحرك فكري و حساسيت در معيار برتر در جايگاه شايسته ترسيم شده خود كه در دين اسلام و مباني نظري جمهوري اسلامي ايران بيش بيني شده است نائل گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 15:31  توسط مصباح  |