|
|
|
|
|
انتخابات دوره 10 رياست جمهوري در 22 خرداد 1388 با حضور كم نظير مردم انجام شد.در اين انتخابات دو كانديدا بيشتر از بقيه رقابت جهت كسب جايگاه رياست جمهوري داشتند كه عبارتند از جناب آقاي محمود احمدي نژاد و مير حسين موسوي.
آقاي مير حسين موسوي خود شخصا به دليل سابقه گذشته وزنه به نسبت قدرتمند سياسي محسوب مي گرديد كه در جبهه جناج اصلاح طلب ظاهر شد و از سوي ديگر اين جناح با تمام توان و نيرو عزم خود را جزم كرده بودند تا با صرف هزينه هاي مالي و تبليغاتي در انتخابات به پيروزي برسند. اما مواردي در طي مدت تبليغات كانديداها اتفاق افتاد كه باعث شد جناح موسوم به اصلاح طلب به موفقيت نرسد و بعد از اعلام نتايج اين جناح بهت زده –سردرگم و حيران گردند و در اينانتخابات جريان اصول گرايي غالب ميدان انتخابات گرديد. آسيب شناسي عدم موفقيت جناح اصلاح طلب در انتخابات: 1-تكرار وارونه عبرت تاريخي دوم خرداد ايجاد موج و جريان موسوم به سبز يا سوم از سوي طيفي از حاميان آقاي مير حسين خود باعث شد افراطي در رفتار و ايجاد مزاحمتهاي خياباني از سوي اين جريان ظهور كند كه به نوعي با اين حاميان افراطي با برخي از اعمالشان كه خلاف عرف و دين اسلام بود باعث شدند افرادي هم كه ميلي براي حضور در انتخابات ندارند و يا كانديداي ديگري غير از احمدي نژاد را انتخاب نموده اند جهت حفظ ارزشهاي ايراني و اسلامي تحريك شوند و به رقيب اصلي مير حسين يعني آقاي احمدي نژاد راي مثبت بدهند.به عبارتي ديگر عكس العمل تحريك آميز بود در قبال اعمال افراطي موج سبز در جامعه همچنين لازم به ذكر است كه اين جريان افراطي به نوعي شبيه رفتار جناح موسوم به راست بود كه در دوم خرداد 1376 در قبال رقبت خود يعني آقاي خاتمي انجام دادند و باعث شكست جناح راست و پيروزي اصلاح طلبان در انتخاباتي شد. 2-جانبداري مضر حضور و همراهي و جانب داري مستقيم و علني برخي از افراد و اعضاي جناحهاي سياسي از جناب آقاي مير حسين موسوي كه در حال حاضر و يا در گذشته مسوليتي در كشور داشته اند ولي به دلايلي از جمله سو استفاده از مقام و جايگاه خود در مقطع كنوني در بين مردم مقبوليت چنداني ندارند و به نوعي مهره هاي سوخته يا نيمه سوخته محسوب مي گردند. 3-عدم وجود تناسب جاذبه و دافعه موسوي نبود موضع گيري شفاف و دقيق از سوي مير حسين در قبال برخي از اعمال و گفتار حاميان خود كه خلاف اخلاق اسلامي و قانون بوده است. در اين خصوص چنين درك مي گرديد كه براي جناب آقاي مير حسين موسوي و جناح موسوم به اصلاح طلب كسب و جلب راي در اين مقطع مهم تر از هر چيز ديگري است لذا عدم موضع گيري در قبال اعمال ناخوشايند هم در همين راستا صورت گرفت تا شايد برخي از حاميان افراطي دل شكسته و دلسرد نگردند. 4-گمراهي از هدف اوليه و نيل به اهداف در سايه اگر با ديدگاه خوشبينانه به قضيه ورود جناب آقاي مير حسين موسوي در انتخابات بنگريم شاهد اين روند هستيم كه در بين راه ايشان در يك بازي سياسي از پيش تعيين شده افتاد و اين روند را همچنان با برخي از تحريك هاي داخلي و خارجي ادامه مي دهد.در صورتي كه اگر آقای موسوی مقداري اعمال و گفتار خود را منطقي تر مي نمود مي توانست جايگاه آرا و شخصيتي خود را در اين امتحان ارتقاي بيشتري بدهد و باعث محبوبیت حتی در بین مخالفان خود گردد. 5-مغالطه كوچك نمايي و سياه نمايي يكي از مباحثي كه قابل تامل در مورد شكست برخي از كانديداها مي توان قلمداد نمود مربوط به نوع مباحث انها در مناظرات تلويزيوني است.در اين چند مناظره اي كه از رسانه پخش شد ما شاهد آن بوديم كه آقاي مير حسين موسوي اکثرا برخي از معظلات موجود در جامعه را بيان مي نمود و هيچ طرح و برنامه مدون جهت رفع اين معضلات نداشتند.و در بخش كلانی از مباحث خود فقط سعي داشتند دولت نهم را به هر طريق تخريب نمایند لذا قسمت اعظم این گفتارها مغاير با مواردي بود كه مردم آن را در زندگي خود لمس و بهره می برند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 9:42 توسط مصباح
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر بنده در انتخابات به جاي مير حسين موسوي بودم! اگر بنده به جاي مير حسين بودم به دليل احترام به اراي مردم
ايران در همان دقايقي كه متوجه پيروزي رقيبم اگر بنده به جاي مير حسين بودم به دليل حفظ آبرو و شأنيتم به مواردي همچون بحث تقلب در انتخابات نمي پرداختم و مي پذيرفتم كه تحليل و پيش بينيم در قبل از اعلام نتايج آرا اشتباه بوده است. اگر بنده به جاي مير حسين بودم خود را پيش از اين بازي دست ديگران نمي دادم و از آقاي دكتر احمدي نژاد درخواست مي كردم جهت سازندگي ايران حاضر به همكاري با او هستم. اگر بنده به جاي مير حسين بودم به آسيب شناسي خود و جريانم مي پرداختم تا ببينم كدام موردم در جهت رضاي خدا و خدمت صادقانه به خلق نبوده است. اگر بنده به جاي مير حسين بودم در فكر جبران آبروي كه از آقاي دكتر احمدي نژاد ريخته ام بودم تا شايد بتوانم آخرت خود را آباد نمايم. اگر بنده به جاي مير حسين بودم براي دفعات بعدم عبرت مي گرفتم كه مكر خدا بالاتر از هر مكري است(و از همسر فرآن پژوهم مي خواستم تا برايم بيشتر توضيح و تفسير نمايد در اين خصوص) و اتكايم به خدا سوق مي دادم تا حمايت شخصيتها(همچون رفسنجاني-خاتمي و..در انتخابات) اگر بنده به جاي مير حسين بودم مي پذيرفتم كه همه پيش بيني ها و تصورات ذهنيم تحقق پيدا نخواهد كرد و با وقايع بايد واقع بينانه تر برخورد نمايم. اگر بنده به جاي مير حسين بودم چهره اسطوره اي كه از من ساخته شده بود را بيش از اين خراب نمي كردم و عاقلانه تر با شكست در انتخابات برخورد مي كردم. اگر بنده به جاي مير حسين بودم مهر سكوت بعد از انتخابات را مي شكستم تا بيش از اين بهانه به دست دشمنان و ساده لوحان ندهم تا هر برداشت شخصي از من داشته باشند. اگر بنده به جاي مير حسين بودم مي پذيرفتم كه توان حمايت مالي و تبليغاتي هر چه قدر هم قوي باشد نمي تواند دلها را ثابت قدم به همراهيم سوق دهد بلكه خداوند توانايي آن را دارد تا افراد را به دليل ظرفيتشان به عرش يا در فرش قرار دهد. *********************************************************** پيروزي جريان اصولگرائي در انتخابات را به تمام بازديد كنندگان محترم تبريك عرض مي نمايم. /*]]--> |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 15:53 توسط مصباح
|
|
||
|
|
|
|
|
انتقاد ،آب در آسياب دشمن نيست! چند ماه قبل از شروع رسمي انتخابات مرتب با برخي از دوستان در خصوص نوع دفاع كانديداي مورد نظرشان بحث و گفتگو مي كردم و در اين خصوص محوريت كلام و تلاش فكريم بيان اين نكته بود كه بايد تلاش كنيم به جاي رويه هايي همچون جمود و تعصب راه حل نقادانه را جهت ارزيابي گزينه هاي پيش رو برگزينيم. دوستان كه نظرشان برايم جالب و عقل پسند نبود(اكثر حاميان و حتي بعضي از كانديداها معقد بر همين تفكر هستند) معتقد به اين منطق بودند كه ارائه نقاط ضعف كانديدا و برنامه هاي وي توسط ما نوعي به اصطلاح آب در آسياب دشمن ريختن است و لذا وظيفه ما فقط دفاع و چشم پوشي از معايب به هر طريق ممكن است(هدف وسيله را توجيه مي نمايد). اما بارها به آنها متذكر شدم كه نقاط ضعف و كاست هايي كه دشمن و يا كانديداهاي مقابل و يا احزاب مخالف انجام مي دهند اكثرا بر بنيادهاي بي اخلاقي-بي انصافي-بي اعتقادي بنا نهاده شده است به همين دليل خود ما كه ادعاي دلسوزي نظام اسلامي را داريم بايد عرصه و فضاي نقد كه شامل نكات مثبت و منفي و يا قوت وضعف است را با رعايت جوانب اخلاق-انصاف و جستجو جهت كشف حقيقت را در اختيار و هدايت نماييم. برداشت دوم- اين اعتقاد نقادانه باعث مي گردد توقع و درخواست هاي مردم از نظام اسلامي ايران و مسولين ذي ربط منتطقي تر گردد و جريان روشنفكري ديني با وجود تحرك فكري و حساسيت در معيار برتر در جايگاه شايسته ترسيم شده خود كه در دين اسلام و مباني نظري جمهوري اسلامي ايران بيش بيني شده است نائل گردد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 15:31 توسط مصباح
|
|
||
|
|
|
|
|
متن خصوصي-احمدي نژاد را بايد از نو شناخت! جريان اصولگرايي كه در حال حاضر در جامعه حاكم است به مثابه ديگر جريانات فكري و سياسي از تلاطم افراط و تفريط هايي كه در مقاطع گوناگون گريبانگير ديگر جريانات بوده است در امان نبوده است. به اعتقاد بنده هر چه قدر يك حوزه تفكري داراي پشتوانه قوي و استدلال صريح و روشن و مطابق با اهداف باشد با وجود دو آسيب اساسي نقش خود را نمي تواند به نحو احسن ايفا نمايد و براي مقطعي بستگي به ميزان نفوذ آسيب از صحنه اجتماعي حاكم بر جامعه ترد خواهد شد. 1-مورد اول كه مي توان به عنوان يك آسيب اصلي قلمداد نمود بر مي گردد به نوع و شيوه دفاع و حمايت طرفداران و حاميان آن جريان كه در اين خصوص جريانات سياسي كه در مقاطع گوناگون در ايران حاكم بوده اند از اين آسيب ضرر و زيانهاي فراون برده اند.حامياني كه به صورت افراطي با در اختيار داشتن تريبون ها و ديگر ابزار تبليغاتي جريان مورد علاقه خود را تبليغ و به ديگران به هر طريق عرضه مي كنند و در اين ميان اخلاق و احكام اسلامي را رعايت نمي كنند و در اين رابطه ديگر تقواي الهي هم رنگ و بويي ندارد و به مواردي همچون دروغ-تخريب-تهمت-افشاي اصرار خصوصي-ورود به حوزه خصوصي و...روي مي آورند(كه شدت و سطح اين فساد اخلاقي متفاوت است)كه همگي بر مي گردد به نوع و ارتقاي بعدي از هوا و هوس اين گونه افراد كه خود را به دليل منافع در ظاهر پشتيبان مي پندارند.به بيان ديگر بعضي از اين قبيل افراد به دنبال ارتقا جايگاه خود هستند و تعداد ديگر كسب شهرت و هر نوع پرورش منيت ديگر. 2-آسيب ديگر كه باعث لطمه زدن جدي به جريان حاكم مي شود بر مي گردد به تفكر-گفتار و كردار شاخص تر شخصيت آن جريان كه در بحث انتخابي ما رياست جمهور محسوب مي گردد. اگر اين شخصيت به هر طريقي با حاميان افراطي همراه شد ديگر بايد انتظار سقوط آن جريان را داشت(شبيه به جريانات گذشته اجتماعي-سياسي گذشته)اما اگر سر راه اين ياقيان فرهنگي و اخلاقي را بگيرد اميد است جريان متناوب باشد.در اين ميان به حقيقت جريان اصولگرايي كه در جايگاه رياست جمهوري جناب آقاي دكتر احمي نژاد كنترل و هدايت مي شود ،خود اين شخصيت با اين روند بي اخلاقي و تحجر مدارانه موافق نبوده است و در گفتمان و روح حاكم بر كلام ايشان اخلاق مداري و آزاد انديشي ديني ديده مي شود.و هميشه نقدي كه ايشان به بعضي از افراد داخل كشور و دول خارجي دارند اين نكته وجود دارد كه مشكل اصلي جهان و بشريت عدم رعايت اخلاق و نهادينه نشدن دين داري و دين مداري است. لذا پيشنهاد مي گردد به حاميان كه خود را دلسوز جريان اصولگرايي مي پندارند و از سوي ديگر با رويه تيشه به ريشه اين جريان مي زنند به جد شخصيت احمدي نژاد را بيشتر ارزيابي و بررسي نمايند شايد كه انشاالله بتوانند با صداقت و حداكثر كارايي تا آخر با قافله اصولگرايي همراه باشند نه اين كه از همراهي ترد و جامانده گردند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 15:56 توسط مصباح
|
|
||
|
|
|
|
|
استقلال واژگان اسلامی در پرتو جهان بینی الهی دین اسلام که توسط خداوند از طریق پیامبر خاتم جهت هدایت و رستگاری بشر تنظیم و ارسال شده است به دلایل عقلی و نقلی چیزی جهت تامین سعادت دنیا و آخرت بشریت کسر ندارد و هر چقدر انسانها با این باور به تکالیف دینی و الهی خود بهتر عمل کنند خواهند توانست به نحو بهینه از حقوق خود بهره برداری نمایند. اما با وجود این ظرفیت و محتوای عظیم الهی مه در مکتب اسلام موجود است در سوی دیگر عرصه جهانی مکاتب بشری وجود دارند که برخواسته و تشکیل شده از عقل انسان خودبنیاد و بی قید از وحی و دین الهی است که به اخذ تصمیم و ارائه نوید قصد هدایت انسانها به سوی کمال و رستگاری را دارند. حال باید انسانها در مسیر کمال و پرورش خود یکی از دو راه و یا اعتقاد موجود(الهی-بشری)را با اختیار خود برگزینند و در این خصوص باید توجیه باشند که اجتماع و انتخاب اشتراکات این دیدگاهها محال است زیرا نوع نگاه و منظر این مکاتب به عالم هستی-خدا-وحی-انسان-باورها و هر پدیده دیگر به کل متفاوت است و یا به عبارت کلی تر نوع جهان بینی و مواضع ایدئولوژی دو مکتب دینی و بشری با یکدیگر متمایز هستند و به وضوح سمت و سوی حرکت انسان را به مقصد متفاوت تر سوق می دهند. اما با وجود این مسئله مهم و سرنوشت ساز به طور مکرر از سوی روشنفکران –مبلغان فرهنگی و دینی اسلام یا رجال سیاسی و قانونگذار دیده و شنیده شده است که از تعابیری که جز ارکان مکاتب بشری(عقل خودبنیاد و بی قید از وحی و دین الهی)است جهت ارائه منظور-جلب حمایتهای مردمی و حتی نصایح و پندهای اخلاقی...خود استفاده می کنند.که این روش کژ و خطر آفرین به دو صورت از طریق دو گزینه زیر بروز و نمایان می گردد. -اجزا منفرد مکاتب بشری غرض از استفاده از این عنوان این است که بعضی از انسانها ی مسلمان به ویژه قشر خواص جامعه و تاثیر گذار با اعتقاد یا ادعای مسلمانی سهوا یا عمدا از تعابیر و اصطلاحاتی استفاده می نمایند که هیچ نسبت و تعلقی به جامعه اسلامی و انسانهای مسلمان ندارد بلکهبه صراحت ریشه در مکاتب بشری غرب دارد از جمله استفاده از واژگانی همچون حکومت دموکراسی-اقتصاد آزاد یا لیبرالی-تکثر گرایی اعتقادی و سیاسی-نسبیت گرایی در شریعت-عمل گرایی(پراگماتیسم)-مردم سالاری و... که همگی دارای فلسفه و منطق مخصوص به خود هستند و از جریانات تاریخی خاص که مربوط به دوره های گوناگون مغرب زمین است منشعب گرفته شده اند و یا به نوعی عکس العمل و راهکاری برآمده از عقل زمامداران یا دانشمندان در برابر کمبودها یا خطرات بوده استکه هیچ همراهی اصولی با دین در حوزه تصمیم گیری نداشته اند و حتی در حل مشکلات و بحرانهای پیش روی حود به اجتهاد دینی هم نپرداخته اند.جهت اثبات این ادعا همی دلیل را کافی است که بعد از قرون وسطا و آغاز رنسانس غربی ها فقط به طور گزینشی و افراطی از دستاوردهای علمی مسلمان استفاده نمودند ولی اندک توجهی به مقام والای دین اسلام ننمودند و به جای حل مسائل خود به طور منطقی و اساسی صورت مسلئه گرایشات دینی در شئون گوناگون را حذف نمودند و رویه عرفی گری جایگزین شد.
-ترکیب اجزای مکاتب بشری-الهی منظور از این مورد استفاده برخی از افراد از ارکان و اصول مکاتب بشری همراه با پیشوند اسلامی است که این افراد به دلیل خصلت محافظه کاری و تفکر التقاطی خود در این خیال سیر می کنند که شاید با اضافه نمودن کلمه اسلامی به همراه اصول قید شده مکاتب بشری این واژگان و مفاهیم تطهیر و اسلامی شود و بدون هیچ ایرادی در نهایت به ارائه آن در فضای فرهنگی و علمی کشور رسوخ پیدا کند تا بتوانند ذائقه فکری مسلمانان را به مرور درجهت امیال نفسانی خود تغییر دهند که این خود می تواند از مصادیق فرایند پروژه عوام فریبی قلمداد نمود. مگر می توان از یک سو اعتقاد داشته داشته باشیم که خدا محور عالم است و از سوی دیگر موجود دیگر به نام انسان را محور قرار داد؟مگر می توان پایبند به اصول و خط قرمزهای اعتقای بود ولی از سوی دیگر معتقد به نسبی گرایی و مباح بودن هر چیز شد؟مگر امکان دارد از سویی دین را در تمام حوزه های زندگی تسری و دخالت داد ولی در همان زمان تفکر عرفی کردن امور (سکولاریسم)داشت؟مگر از تناقضات این نیست که از طرفی به خاتمیت و جامعیت دین اسلام معتقد بود و از سوی دیگر دست به ترویج و تشویق وتکثرگرایی دینی زد؟... مطلب ارائه شده مربوط به خلاصه از مقاله با همین عنوان است که به دلیل محدودیتهای وبلاگ کامل مطرح نگردید. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:39 توسط مصباح
|
|
||
|
|
|
|
|
خلاصه از مقاله با عنوان:حضور روحانیت دینی در جامعه ٬منبسط یا منقبض! دین اسلام دینی است جامع و کامل که می تواند با ظرفیتها و محتوای عظیم و الهی خود بشریت را به رستگاری و کمال در دنیا و آخرت برساند. با وجود این نقش مهم و توان عظیم سازندگی دین اسلام ٬رسالت اصلی ارائه و انتشار این دین و عقیده پر محتوا در عصر کنونی به عهده روحانیون و مبلغان دینی است که این قشر وظیفه خطیررا در شرایطی به عهده دارند که از یک سو انسانها در عصر غیبت امام مهدی(عج) به سر می برند و از حضور این نائب خاص خداوند محرومند و از سوی دیگر بشر قرن 21 در وضعیت سرگشتگی و حیرانی عقیدتی و معرفتی به سر می برند که این خود به دلیل وجود مکاتب و عقیده های ناخالص و گاه شیطانی است که انسانها را در مراتب گوناگونی به تزلزل معرفتی و عقلی کشانده است و این خود عامل اصلی دوری و انحراف از صراط مستقیم وصول به خدا خواهد بود. لذا با وجود این وضعیت حساس ٬وظیفه این قشر از جامعه که عهده دار تربیت و پرورش دینی انسانها می باشند بسیار سنگین و خطیر است.حال با توجه به مطالب ارائه شده باید به این مهم واقف شده باشیم که وظیفه روحانیت دین حکم می کند که به دلیل محتوا و دستورات اسلامی که بسیار با اهمیت و مورد احتیاج در سازندگی حوزه های فردی و اجتماعی انسانها است ٬ باید بیش از دیگر اقشار جامعه به طور علنی در صحنه جامعه حضور داشته باشند تا بتوانند به طور مستمر در مکانهای عمومی در کنار دیگر آحاد مردم به ایفا نقش بپردازند ٬ که از اثرات حضور این قشر در جامعه این خواهد بود که آنها به عنوان یک الگوی عملی که با اعمال عالیه خود که برگرفته از معارف دینی است به جامعه الگو دهند٬که این خود هم باعث پیشرفت و توسعه فرهنگی-اجتماعی جامعه می شود و هم این دیدگاه تقویت می شود که تئوری های اسلام قادر است بیش از دیگر مکاتب و ادیان تحریف شده دیگر در حوزه اجتماعی ٬سیاسی و فرهنگی جامعه جوابگوی بشر عصر کنونی باشد ٬همچنین این قشر (روحانیت دینی) با حضور معمولی(بدون دعوت رسمی) و دائمی خود در جامعه می توانند به سوالات و شبهات افراد جامعه پاسخ دهند تا همانگونه که شبهات و تبلیغات ضد دینی از سوی دشمنان دین و حکومت دینی مرتب و فوج فوج تولید و عرضه می گردند٬ جواب و دفع عقاید منحط هم به صورت منظم ٬دقیق و به موقع ارائه گردد تا از اثرات مخراب آنها کاسته شود. اما با عین حال همه این استنباطها و سوالات برای ما ایجاد گوشزد و نگرانی و برای جامعه ایران اسلامی زنگ خطر و تهدید است چون این دور شدن از مردم و عادت کردن به مراسمات و دعوتهای رسمی توسط این قشر خود خطرات عدیده ای را برای دین و جامعه دینی در بر دارد ٬ زیرا روحانیت آنچنان از مشکلات و واقعیات زندگی مردم و جامعه با خبر نمی شوند و لذا در تحلیل و برآوردهای خود دچار غفلت و گمراهی خواهند شد که این خود از عوامل مهم بی اعتباری مبلغان و اشاعه دهندگان دین در هر جامعه خواهد بود. در پایان امیدوارم که دغدغه ذهنی و عملی همه اقشار جامعه پیشبرد و نهادینه نمودن دستورات الله در تمام ارکان و بخشهای زندگی باشد.انشاالله |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 23:56 توسط مصباح
|
|
||
|
|
|
|
|
از سایت خبری روایت که به انعکاس مطالب می پردازد کمال تشکر و موفقیت را دارم. ***************************************************************** گفتگوی لاهوتیان یا ناسوتیان! اجلاس گفتگوی ادیان به میزبانی کشور عربستان برگزار شد.اما نمی دانم چرا از اهل جنایت-نیرنگ و تجاوز هم دعوت به عمل آمده بود.مگر بوش و شیون پرز نمایندگان رسمی ادیان مسیحیت و یهود هستند که با وجود این همه ظلم در حق آفرینش٬انسانیت و به ویژه مسلمانان در این اجلاس گفتگوی ادیان حضور داشتند.آیا با وجود این افراد نامقدس و مکار این اجلاس حال و هوا و با محوریت دینی برگزار شد. و یا شاید با وجود این افراد فاسد بر این بودند که چهره دین و دستورات دینی را مخدوش نمایند و از طرف دیگر عملکرد وحشیانه و هوسرانه خود و هم عهدان را توجیه نمایند. من نمی دانم کدامین مقام کشور عربستان با کدامین پرستوی اسرائیلی و در کدامین آشیانه ی دنیا هم محفل بودند که این چنین از خود باخته تن به این خفت و حقارت (دعوت از مسولین اسرائیلی و آمریکایی)داده اند. چرا ملت عربستان در خواب زمستانی بی هویتی٬بی تعصبی و بی غیرتی به سر می برند آیا آنها درگیر و گریبانگیر شهوت و نفس اماره اند و یا با وجود ظواهر اسلامی٬ معتقد و ایمان به سکولاریسم٬پلورالیسم و اباحیت گری شده اند؟ در خصوص این مسئله حیرانم که کعبه دل و وجود مسولین و مردم به ظاهر متشرع کشور عربستان٬ به کدامین سو است آیا در مکه است یا در کاخ سفید و یا بین نیل تا فرات؟ وهابیت نقش و دستورات خود را به نحو احسن انجام می دهد و نباید از نظر دور داشت که این نطفه نا پاک وهابیت که در اهل سنت وجود دارد سعی دارد ارادت و ارتباط خود را با صهیونیسم رادیکال و بهائیت مستهجن قوت و مستحکم نماید. کشور عربستان دارای دین اسلام است لذا کتاب آسمانی آنها هم باید به حتم قرآن باشد.اما کدامین من که خبر جدیدی از وضعیت اسفبار مردم و اسیران بی گناه نوار غزه و زندان گوانتانامو ندارم آیا شما خبری دارید؟و آیا مسولین بی معرفت و بی هویت و بی رئوف آل صعود هم بی خبرند؟ آهای ملک عبدالله بی درد ٬رقص شمیرت را با پریزینت بوش و شیمون پرز فراموش نکن! ملک عبدالله تو پادشاهی خود را کن و من از عملکرد پلید تو رنج و غم به دل خواهم داشت. ملک عبدالله تو و دوستانت بر امیال و هوا و هوستان پادشاهی کنید و من و دوستانم هم بندگی خدا٬و آنگاه تاریخ و معاد در مورد ما قضاوت و نتیجه خواهند گرفت. آقای ملک عبدالله به همان کعبه مقدس که در ظاهر به تو نزدیکتر و از من دورتر و در باطن بر عکس ٬تو از جمله افرادی هستی که باعث سرافکندگی و خواری جهان اسلام شده ای. ********************************************************* اینجا گوشه ای از جنایات تروریسم بزرگ جهان٬ اسرائیل است.و به حق که اسرائیل باید هر چه سریع تر از صحنه روزگار محو شود.انشاالله ۱) ۴) ۵) ۶) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 19:0 توسط مصباح
|
|
||
|
|
|
|
|
مسولین خود متشکر! در نظام اسلامی ٬مسولین و حاکمان و همچنین مردم حق و حقوقی بر هم دارند که هر یک جهت بقا و پویایی جامعه و حکومت اسلامی باید به وظایف خود عمل نمایند.از جمله ی این وظایف آنچنان که امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: ((حقی که شما به گردن ما دارید عمل کردن به کتاب خدا و سنت پیامبر و قیام به حق و بر پا داشتن سنت است))خطبه169 ((ای مردم مرا به شما و شما را بر من حقی واجب شده است.حق شما بر من آن که از خیرخواهی شما دریغ نورزم.....))خطبه34 اما با وجود این نصایح آفت و آسیبی که مدتی در جامعه ایران بروز نموده است این موضوع است که جمعی از مسولین که در نهادهای متفاوت ولی دارای منافع و جریان سیاسی و همسو هستند در حوزه کار و مسولیت واگذار شده به آنها به تعریف و تمجید از یکدیگر می پردازند در حالی که گمان می رود این طیف از رجال سیاسی و دینی فراموش کرده اند که در خصوص رفتار و میزان تعهد و ارزیابی مسولیت محوله به آنها باید مردم به بررسی و ارزیابی و در نهایت به رضایت و یا عدم رضایت برسند. امام علی (ع) در این مورد مهم می فرمایند:((من از شما می خواهم که مرا با سخنان زیبای خود مستایید تا از عهده وظایفی که نسبت به خدا و شما دارم برآیم و حقوقی که مانده است بپردازم))خطبه216 نمونه بارز و مصداق عینی این آسیب اجتماعی تقدیر و تشکرهای مکرر از سازمان صدا و سیما در خصوص برنامه های به اصطلاح پرمحتوا و ارزنده آنها در ایام ماه رمضان بود ٬که از یک سو برخی از نمایندگان مجلس هشتم در طی نامه ای به این مورد پرداختند و از سوی دیگر هم٬ تعدادی از مراجع دینی به این امر اقدام نمودند و یا بعد از ساخت مستند دفاع مقدس سیر قدردانی و تمجید از طرف سران نظامی و سیاسی روانه سازمان صدا و سیما شد. اما در این خصوص باید در پی بررسی و پاسخ به دو سوال باشیم و آن اینکه:
در خصوص سوال اول باید بر اساس مشاهدات عینی معتقد بود که برنامه های صدا و سیما نه تناسبی با رشد نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است و نه توانسته در برابر تهاجم فرهنگی دشمن کار ارزنده ٬ زیر بنایی و فراگیری را انجام دهد.این سازمان حتی هنر رشد و تثبیت معنویت در ایام خاص(رمضان-محرم-اعیاد..)که خود مردم هم آمادگی روحی بیشتری دارند را نداشته است. مگر این مملکت متخصص٬عالم و فرزانه کم دارد که با ساخت و تولید تعداد انگشت شمار مستند و یا برنامه محدود دینی باید از شدت لذت و خوشی خود را اغفال و قانع کنیم.باید همگی باور و ایمان داشته باشیم که کشور ایران ٬هم اکنون خود تنها مرکز و پایگاه انتشار فرهنگ و اعتقادات ناب اسلام است و ساخت بهترین و پر محتوا ترین برنامه های جذاب و دینی از وظایف سازمان صدا و سیما و همه ارگان های ذی ربط خواهد بود٬در غیر این صورت باید در نوع و تخصص این مدیران تردید و شک نمود. در پایان قسمت اول لازم می دانم به این مورد تاکید داشته باشم که همه مسولین نظام باید دل مشغولیتهای شخصی و سیاست بازیهای جاهلانه خود را حداقل در مقطعی که در مسند مسولیت و خدمتگذاری هستند کنار گذاشته و خدا را بر اعمال خود ناظر ببینند. در خصوص قسمت دوم قابل بررسی باید توجه نمود که رفتار برخی از نمایندگان مجلس٬مراجع دینی و رجال سیاسی کشور یا باید عکس العمل شخصی آنهادانست که این خود بازگو کننده عدم دقت و پیگیری برنامه های صدا و سیما به عنوان یک مجموعه توسط این مسولین است و یا از طرف نمایندگی مردم به این مورد پرداخته اند که این خود ٬کار غیر علمی و نسنجیده ای قلمداد می شود. با عین حال یکی از راههای بررسی و قضاوت در مورد عملکرد سازمان صدا و سیما نظرسنجی توسط مراکز علمی خواهد بود که این خود میزان خدمت و توان این سازمان را به طور صحیح و بدور از احساسات و منافع شخصی ارائه می دهد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 18:58 توسط مصباح
|
|
||
|
|
|
|
|
جدايي اسلام و انقلاب مهمترين هدف دشمن است.
**************************************** واژه ها و اصطلاحات سیاسی دکترین ترومن اولین اظهار نظر رسمی و اعلام سیاست ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم در مورد یاری دادن به کشورهایی که برای مقابله با توسعه طلبی یا فعالیتهای براندازی اتحاد شوروی تقاضای کمک میکردند دکترین ترومن با سخنرانی مهیج ((هاری ترومن)) رئیس جمهور ایالات متحد آمریکا در اجلاس مشترک کنگره در ۱۲ مارس ۱۹۴۷ شروع شد.ترومن در این سخنرانی اعلام کرد سیاست ایالات متحده بایستی حمایت از مردم آزاده ای باشد در برابر سلطه جویی اقلیتهای مسلح یا فشارهای خارجی مقاومت می کنند. بنابه درخواست ترومن کنگره یک اعتبار ۴۰۰ میلیون دلاری تصویب کرد تا به مقاومت یونان در مقابل حملات کمونیست ها علیه دولت کمک شود و از ترکیه نیز علیه فشارهای اتحاد شوروی به خصوص در منطقه داردانل پشتیبانی به عمل آید.به این ترتیب ایالات متحده تعهداتی را در مدیترانه شرقی به عهده می گرفت که برتانیا به دلایل اقتصادی ناگزیر بود از آنها چشم بپوشد.دکتر ترومن به منزله متعهد کردن آشکار نیروهای نظامی و اقتصادی ایالات متحده در ایام صلح و دست کشیدن از سیات خارجی سنتی آن کشور و نشانه شروع سیاست تهدید نفوذ اتحاد شوروی بود. دکتر ترومن نخستین برنامه از رشته برنامه های کمک اقتصادی نظامی بود که پس از آن به صورت خصوصیت دائمی سیاست خارجی ایالات متحده در آمدند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 22:5 توسط مصباح
|
|
||
|
|
|
|
|
حجاب را پاس میداریم!
یکی از ابعاد پر اهمیت تربیت صحیح و سنجیده اسلامی در خانواده-جامعه و تمدنها اعتقاد و گسترش ابعاد گوناگون حجاب و پوشش زن و مرد می باشد.که رعایت و التزام به مهم برخواسته از عفت و غیرت انسانها می باشد و از طرف دیگر وجود تساهل و تسامح نسبت به آن می تواند خسارات جبران ناپذیری بر ابعاد روحی-معنوی اشخاص-پیکره جامعه و قوام دین تحمیل نماید. گزارشهای رسیده از شهرستان شیراز حکایت می کند که قریب به یک ماه است که مسولین شهر در طراحی بی نظیری به مسئله حجاب پرداخته اند.که این طرح فقط در قالب تراکد-پارچه نوشته و ایستگاهای پاسخگویی به حجاب در اکثر نقاط شهر محدود شده است. اما با وجود این ضرب المثل که ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است چرا این گونه طرحها در خصوص این چنین مسئله مهمی(حجاب)باید بعد از ۲۹ سال که از انقلاب اسلامی می گذرد در پایتخت فرهنگی ایران شکل بگیرد؟ آیا اکتفا نمودن مسئله حجاب در قالب چند طرح محدود پایتخت فرهنگی ایران را از موج و سیل ویرانگر تهاجم فرهنگی غرب نجات و مصون می دارد؟ آیا افراد و نهادهای فرهنگی تاثیر گذار در تشکیل یک جامعه اسلامی همچون مدارس(دانش آموزان-دبیران) و خانواده ها (اولیا) در برابر شبهات و اهمیت حجاب به اگاهی کافی جهت تربیت اسلامی رسیده اند؟ آیا هیچ سیاست و برنامه تدوین شده در برنامه کشور جهت حفظ و استحکام این گوهر ارزشمند(حجاب) لحاظ شده است؟ وضعیت حجاب در اقسا نقاط ایران اسلامی به چه نحو است؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 23:2 توسط مصباح
|
|
||