وبلاگ محمدیسم به دلایل محتوای اسم خود را به اسلام گرا تغییر داد.
***********************************************************
بازخوانی انتظارات از آموزش و پرورش اسلامی
هر جامعه انسانی به اجتماعی از انسانها اطلاق می گردد که با هم بر اساس ارزشها-رفع احتیاجات-تفاهمات سلیقه ای یا قبیله ای و...در مکانی ساکن می شوند تا هدف خاصی دنبال کنند.و تنها چیزی که باعث می شود جامعه دچار هرج و مرج و آشوب نشود و در آرمش و پایداری به حیات خود ادامه دهد به میزان شناخت افراد آن جامعه نسبت به خود-خداو جهان هستی بستگی داردکه به نوعی می توان موارد را فرع و پوسته تشکیل دهند جامعه به حساب آورد و این مورد در اصل هسته و حیات بخش آن است.
به همین دلیل تفکر و بروز رفتارهای افراد که به نوع تربیتشان بستگی دارد تاثیر بسزایی درنوع و میزان هنجار و تکامل و یا از سوی دیگر عدم تکامل و ناهنجاری آنها به حساب می آید.خاصیت و اهمیت تربیت به این خاطر است که تنها عاملی است که می تواند استعدادهای بالقوه انسانها را به صورت اثر بخش و صحیح تنظیم و بالفعل نماید.
باید توجه نمود انسانها به دلیل خاصیت چند وجهی داشتن (حیوانی و انسانی-مادی و معنوی)حائز اهمیت است که به چه صورت تربیت و تعلیم داده می شوند تا از این طریق کدام تز وجوه آنها رشد یابد اگر در خصوص اابعاد و امیال حیوانی انسان اهمیت فراوان و افراطی قائل شویم علاوه بر جامعه تشکیل شده از اینگونه افراد دیگر جوامع انسانی هم در خطر عملکرد ناهنجار-غیر اخلاقی و غیر عقلانی آنها در امان نخواهد بود ولی اگر در جهت رشد ابعاد و امیال انسانی تلاش شود این فرد و جامعه انسانی تشکیل شده باعث افتخار آفریدگار جهان-آرامش و توسعه برای دیگر همنوعان خواهند بود و یا در خصوص ابعاد مادی و معنوی انسانها باید تعادل برقرار شود زیرا توجه افراطی به هر کدام باعث عدم رشد مناسب انسان می شود که این نوع ساخت و ساز دور از انتظار خالق جهان(خداوند) نبوده است.
خداوند عالم و قادر این رسالت حیات بخش اجتماعی (تربیت و هدایت)را مثل مابقی پدیده ها و قواعد عالم از نظر غائب ننموده و مظافا جهت راهنمایی انسانها به سوی بهترین مسیر و کمک به بشر در خصوص استفاده بهینه از هزینه های فرصت دنیا و آخرت در مناطق مختلف کره زمین رسولانی را از میان بهترین بندگان خود با هدف تربیتهدایت و رستگاری انسانها برگزیده است.باید خاطر نشان شوم که تلاش در راستای رشد و تربیت اخلاقی استعدادها و امیال انسانها –هم یک وظیفه فردی است و هم حکومت موجود در جامعه-که باید وظیفه خود را نسبت به این مهم انجام دهد.
انسانها محور محتوای تربیتی خود را که همان نوع جهان بینی(طرز برادشت افراد نسبت به خدا-جهان هستی و انسان)است را با اختیار خود انتخاب می نماید(توحیدی-شرکی) و به همین واسطه و طرز تفکر تشکیل حکومت جهت بقای خود و جامعه می دهند و از طرف دیگر حکومت تشکیل شده وظیفه دارد تا در سطوح مختلف زندگی افراد جامعه را بدون انحراف از مبانی صحیح به اداره و بقا جامعه بپردازد.
در این قسمت دو دیدگاه متفاوت در حوزه تمدنی اسلام و غرب وجود دارد.در اسلام حاکم به دلیل این که مشروعیت و حق حاکمیت خود را از خداوند اخذ می کند وظیفه دارد با در اختیار داشتن کلیه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری -جهت حرکت مردم را به سوی معبود هستی خداوند سوق دهند و اگر تفکر-گفتار-رفتار و یا عادت نامطلوبی در جامعه وجود دارد با فرهنگ سازی تفکر و سیره اسلامی را جایگزین نماید.اما در حوزه تمدنی غرب حاکمان مشروعیت و حق حاکمیت خود را از افراد جامعه کسب نموده اند و لذا باید مطابق با میل و خواستهای آنها رفتار و تصمیم گیری کنند-به نوعی حکومت در اختیار امیال و خواسته و تعقل اکثریت افراد جامعه است و دیگر احکام و دستورات خدا در حاشیه جهت تفریح و تفنن روان قرار دارد.
همانگونه که اشاره شد در حکومت اسلامی برخی از نهادها و سازمانها تنها وظیفه اصلیشان تربیت و هدایت صحیح مطابق با عقیده اسلام است که از آن جمله باید به سازمان آموزش و پرورش اشاره نمود.این سازمان آن قدر وظایف خطیر و با اهمیتی به عهده داردمه می توان با جرائت اذعان نمود که دوام و بقا هر اجتماعی در جامعه به این نهاد بستگی دارد-لذا به خاطر این مهم ادامه بحث را مصداقی تر می کنیم تا بتوانیم وضعیت کنونی این نهاد را درحکومت اسلامی ایران با رویکرد تربیت اخلاقی و توحید عملی به بررسی بپردازیم.
کشور ایران با وجودی که در یک نوع تقسیم بندی در زمره کشورهای در حال توسعه و یا جهان سوم قرار گرفته است اما به خاطر ظرفتیهای بالقوه که بر خواسته از اعتقادات دینی مردم و مسولین کشور است در بالاترین مرنبه تربیت و آموزش اخلاق واقع گردد.زیرا به حتم به غیر از این –واقعیتی نمی تواند باشد که خداوند به واسطه پیامبران خود و با محتوای اسلامی قصد هدایت وکل انسانها را داشته است.به همین دلیل این محتوای دینی جهت سعادت واقعی در دنیا و آخرت انسانها و جامعه بشری از سوی خالق جهان تضمین شده و در واقع مطمئن ترین مبنای عقلی جهت پرورش استعدادها-امیال و خلق و خوی خواهد بود.
اما متاسفانه وجود شواهد موجود در جامعه گویای این قضیه است که نظام اموزش و پرورش کشور اسلامی ایران به هدف و وظیفه اصلی خود که تربیت و پرورش دینی و اخلاقی همراه با اموزش اثر بخش باشد به نحو احسن دست نیافته است و به دور از مغالطه و جکود باید این واقعیت را پذیرفت که فاصله و شکاف زیادی میان آرمانها و اهداف اسلامی و نظام تربیتی و آموزشی در ایران به مرور در حال ایجاد است.
در نظام تعلیم و تربیتی کشور ایران هدف نهایی از تربیت و آموزش تغییر کرده است و روز به روز از وجود توحید عملی در جریان نظام تربیتی فاصله و از سوی دیگر هدف از کسب علم و تربیت تبدیل به بر طرف شدن نیازی شخصی شده است-یعنی در نظام آموزشی ایران رشد منیت متورم شده است و فضای ذهنی خانواده ها و افرادی که به کسب دانش و تربیت مشغولند در بر گیرنده مواردی از قبیل بر طرف شدن نیاز مادی من-کسب رفاه من-قدرت من-موقعیت اجماعی من-رتبه من و هزاران منیت دیگر با سلیقه و اهداف صرفا شخصی مشغول شده است-که این همان فذایند و جهت گیری در مسیر فردگرایی(اتمیسم)نظام تربیتی لیبرالیسم به حساب می آید-که در این جریان و مسیر افراد جامعه از نظام تربیتی توحیدی که روح حاکم بر مکتب اسلام است به سمت نظام تربیتی شرک هدایت می شوند-که همگی این کژ رویها به نوع سیستم نظام اموزش و پرورش بر می گردد.